تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
مال دنيا را متذكّر مىشدند ، و لذا فرزندان اهتمامى به خوراك و لباس نداشتند . در تربيت ايشان به خوبى مىشد اين معنا را حسّ كرد كه عزّت به مال و ثروت نيست ؛ عزّت مقوله‌اى ديگر است . در كتاب فقه‌الرّضا عليه‌السّلام آمده‌است كه : الْيَأْسُ مِمّا فى أَيْدى النّاسِ عِزُّ الْمُؤْمِنِ فى دينِهِ وَ مُرُوَّتُهُ فى نَفْسِهِ وَ شَرَفُهُ فى دُنْياهُ وَ عَظَمَتُهُ فى أَعْيُنِ النّاسِ وَ جَلالَتُهُ فِى عَشيرَتِهِ وَ مَهابَتُهُ عِنْدَ عيالِهِ ، وَ هُوَ أَغْنَى النّاسِ عِنْدَ نَفْسِهِ وَ عِنْدَ جَميعِ النّاسِ . « 1 » « طمع‌نبستن به آنچه در دست مردم است ، موجب عزّت و سربلندى و نفوذناپذيرى مؤمن در دين و مروّت و مردانگى و شرافت در دنيا و عظمت در چشم مردم و جلالت و آقائى در خاندان و هيبت و بزرگى در نزد اهل و عيال مىشود . و كسى كه به دارائى ديگران چشمى نداشته باشد بىنيازترين و غنىترين مردم در نزد خود و نزد مردم مىباشد . » بر اساس همين نوع تربيت ، ما شكل گرفته بوديم و اينطور نبود كه امروز چيزى بخواهيم و فردا چيز ديگر ؛ هم قانع بوديم و هم در عين حال شاد و خرسند ! در مورد مسائل مالى نيز رويّه‌اى معتدل داشتند و فرزندان را قانع بار مىآوردند . كوچك كه بوديم گاهى يك قِران به ما مىدادند و ما آن را در قلّك خود مىانداختيم ، ولى نمىشد براى خودمان چيزى خرج كنيم ؛ چون به طور معمول وقتى كمى جمع مىشد ، آنطور كه سابقاً عرض شد ، شرائطى پيش مىآمد كه نانى در منزل نبود و ميفرمودند : آقاجان قلّكتان را بياوريد . و آن را مىشكستند و مبلغ آن را براى خريد نان به ما ميدادند . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 72 ، ص 108 . ( 2 ) . علاوه بر ضرورت شديد مالى كه براى ايشان پيش مىآمد ، يكى از درسهاى ل اين كار نيز آن بود كه هر يك از فرزندان حساب خود را جداى از خانواده نبيند و در صورت نياز همه هرچه دارند صرف نمايند و تشريك مساعى كنند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 598 | السيد محمد صادق الطهراني