تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
كلينى با سند صحيح از حضرت ابوجعفر امام باقر عليه‌السّلام روايت مىكند كه : لما أسرى بالنبى صلى الله عليه و آله و سلم قال : يا رب ما حال المؤمن عندك ؟ قال : يا محمد ، من أهان لى وليا فقد بارزنى بالمحاربة . « 1 » « هنگامى كه حضرت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم به معراج رفتند عرض كردند : پروردگارا ، شأن و منزلت مؤمن در نزد تو چگونه است ؟ فرمود : اى محمّد ، هر كس وليّى از اولياء مرا خوار گرداند خود را آمادهء محاربه و جنگ با من نموده است . » و نيز روايت مىنمايد : لقدأسرى ربى بى فأوحى إلى من و رآء الحجاب ما أوحى و شافهنى . إلى أن قال لى : يا محمد من أذل لى وليا فقد أرصدنى بالمحاربة و من حاربنى حاربته . قلت : يا رب ! و من و ليك هذا ؟ فقدعلمت أن من حاربك حاربته . قال لى : ذلك من أخذت ميثاقه لك و لوصيك و لذريتكما بالو لا ية . « 2 » « خداوند مرا به معراج برد و به من از وراء حجاب و پرده وحى فرمود آنچه را كه وحى فرمود و با من مشافهه نمود . تا آنكه به من فرمود : اى محمّد ، هر كس يكى از اولياء مرا ذليل نمايد خود را در معرض جنگ با من قرار داده است و هر كس با من جنگ نمايد من نيز با او جنگ مىنمايم . گفتم : پروردگارا ! اين ولىّ تو چه كسى است كه چنين منزلتى دارد ؟ چون فهميدم كه هر كس با تو محاربه كند تو نيز با او محاربه مىنمائى . خداوند فرمود : ولىّ من آن كسى است كه از او ميثاق و عهد ولايت تو و وصىّ و ذريّهء تو را گرفته‌ام . » ميفرمودند : مخالفت و عناد با اولياء خداوند آتش است و هر كس با
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 352 . ( 2 ) . همان مصدر ، ص 353 .