دشمنان اولياء خدا مجالست نمايد و طرح دوستى بريزد اين آتش او را نيز مىگيرد و مىسوزاند .
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ .
« 1 »
« و به كسانى كه ظلم كردند ميل و آرامش پيدا نكنيد كه آتش ، شما را نيز بگيرد و هيچ كمككارى غير از خداوند نخواهيد داشت و يارى نخواهيد شد . »
به نصّ آيه كريمهء :
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ،
« 2 » « خداوند دو قلب و دو مركز إدراك و توجّه در انسان قرار نداده است » ، هميشه تمايلات و توجّه و كشش نفسانى انسان به يك سمت و سو گرايشدارد و نمىشود در عينحال به سمت و سوئى ديگر نيز متمايل و متوجّه باشد .
و اين تمايلات و محبّتها و كششها امرى اعتبارى نيست ، بلكه حاكى از نوعى تناسب روحى و ارتباط قلبى است . اگر كسى قدم در طريق حقّ گذاشت و خواست بندهء خدا باشد ، ديگر نمىتواند غيرخدا را بندگى نمايد ؛ و كسى كه خدا را مىخواهد قهراً رسول خدا و أئمّهء طاهرين صلوات الله عليهمأجمعين را نيز مىخواهد و قهراً و تكويناً اولياء ايشان را نيز دوست مىدارد .
اولياء إلهى فانى در خدا هستند ، از خود بود و وجودى ندارند ، فلذا دوستى با آنها دوستى با خداست و دشمنى با آنها دشمنى با خداست . و اگر كسى عالماً عامداً با آنان از سر عناد درآمد ، بدون هيچ شكّى إنّاً كشف مىشود كه در سويداى قلبش با خدا و رسول خدا و أهلبيت عليهمالسّلام عناد مىورزد ، گرچه به ظاهر تظاهر به ايمان نمايد . و أبداً ممكن نيست انسان
هامش
( 1 ) . آيه 113 ، از سورهء 11 : هود .
( 2 ) . صدر آيه 4 ، از سورهء 33 : الأحزاب .