تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
مراسم شركت كنم ، و با وجود اينكه اشخاص مختلفى از علما در تشييع شركت مىكردند سفارش كرده بودم كه حتماً از والد شما تقاضا كنند بر ايشان نماز بخوانند . بعداً متوجّه شدم كه ايشان در تشييع شركت نموده‌اند ولى قبول نكرده‌اند نماز را بخوانند . وقتى ايشان را ديدم از ايشان گله كردم كه چرا شما بر مرحومهء زوجهء ما نماز نخوانديد ؟ ! ايشان فرمود : شما كه ميدانيد بنده اهل اين حرفها نيستم و كارى كه موجب مطرح‌شدن و شهرت باشد انجام نمىدهم و هيچ‌وقت در اين موارد جلو نمىافتم ! مكرّراً مىشد كه ايشان جهت احتراز از شهرت ، از امور عادى اجتناب ميفرمودند . مجالسى بود كه به طور متعارف جا داشت در آن شركت نمايند ، ولى براى دورى از اشتهار در آن محافل شركت نمىكردند . پس از رحلت مرحوم علّامهء طباطبائى و نيز مرحوم آيةالله‌العظمى خوئى متوقّع بود كه ايشان نيز چون ديگر شاگردان اين بزرگان ، مجلس ختمى براى آنان بگيرند ولى ايشان إقدام نكردند ، و آن‌طور كه حقير متوجّه شدم صرفاً بدين سبب بود كه ختم‌گرفتن براى استاد در نزد برخى موهم اين معناست كه شخص خود را در معرض معرّفى پس از استاد خود قرار داده است . بارى علّامهء والد در همهء امورشان همينطور بودند و به‌هيچ‌وجه اقدامى در راستاى شهرت يا جمع حطام دنيا و جلب رضايت غيرخدا نمىنمودند . در همهء امور تمام توجّهشان به خداوند متعال بود و به همين سبب به حرف و حديث مردم هيچ التفاتى نداشتند و اخلاصشان سرچشمه‌اى براى مناعت طبع و حرّيّت و آزادگيشان در راه تبعيّت از حقّ و بىاعتنائى به أبناء دنيا بود . ميفرمودند : در تمام مدّتى كه من به مسجد قائم مىرفتم ، به اندازهء