سزاوارتراست به حملكردن طعامى كه براى عيال خود تهيّه نموده است . »
و نيز در كافى از يونس بن يعقوب روايت مىكند كه :
نظر أبوعبد الله عليه السلام إلى رجل من أهل المدينة قداشترى لعياله شيئا و هو يحمله ، فلما رءاه الرجل استحيا منه ، فقال أبوعبد الله عليه السلام :
اشتريته لعيالك و حملته إليهم ؛ أما و الله لو لا أهل المدينة لأحببت أن أشترى لعيالى الشىء ثم أحمله إليهم . « 1 »
« حضرت امام صادق عليهالسّلام مردى از اهل مدينه را ديدند كه براى عيال خود چيزى خريده بود و به نزد عيالش مىبرد . وقتى آن مرد حضرت را ديد از حال خود خجالت كشيده و آثار حيا در او هويدا شد . حضرت فرمودند :
تو اين چيزها را براى عيال خود خريده و به سوى ايشان مىبرى ؛ قسم به خدا ، اگر اهل مدينه نبودند دوست داشتم كه من هم براى عيال خود چيزى مىخريدم و به نزدشان مىبردم . »
در سابقالأيّام و قبل از كبر سنّ ، خودشان شخصاً خريد ميكردند و آذوقه را با دست خود به منزل حمل مىنمودند و اگر متعدّد بود برخى را به دست ما ميدادند ، با اينكه آن زمان اطراف منزل بيابان بود و از مغازه تا منزل ، حدود يكربع پياده راه بود . با اين حال اجازه نمىدادند كه كسى در امور شخصى ايشان همكارى كند ؛ ولى در امورى كه از شعائر إلهى بود و متعلّق به شخص ايشان نمىشد ، ديگران را نيز شريك ميكردند ؛ مانند تمهيدات براى برگزارى جشنهاى غديريّه و نيمهء شعبان و مجالس عزادارى و روضه كه ديگران هم از اين فيض بهرهمند مىشدند .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 123 .