إخلاص وحرّيّت
ايشان در إخلاص و خلوّ از هوا و دورى از شهرت و اعتبارات عالم دنيا آيتى عظيم بودند . در هيچ امرى چيزى غير از خداوند متعال مدّ نظرشان نبود و هركس ايشان را از نزديك مىشناخت ، از بىهوائى و شدّت خلوص ايشان معجب بود . البتّه بىهوابودن براى امثال ايشان فضيلت و مدحى نيست ؛ زيرا عارفى كه در مسير عبوديّت به فناء تامّ رسيده و از تعيّن گذشته و در حرم إلهى وارد گشته ، نفسى ندارد كه هواى نفس از او متصوّر باشد ، و غير از خداوند كسى را نمىبيند تا براى وى كارى كند ؛ با اين همه باز هم اگر در عملى شائبهاى از حبّ نفس و دنيا متصوّر بود ، ايشان يا آن را كلّاً ترك ميكردند و يا در نهايت اختفاء بجا مىآوردند .
مرحوم آيةالله سيّد على لواسانى رحمةاللهعليه كه عالمى با فطانت و دقيق و عالمشناس بودند و در محافل اهل علم زياد تردّد داشتند ، مكرّر ميفرمودند : من عالمان زيادى را ديدهام ، ولى هيچ كس را به بىهوائى والد شما و آيةالله حاج شيخ مرتضى حائرى نديدم ، و پدر شما از ايشان هم بىهواتر بودند .
مرحوم آيةالله سيّد على لواسانى رحمةاللهعليه نسبت به حضرت والد بسيار محبّت و ارادت داشتند و در ملاقاتهاى مكرّر و در نامههايشان به ايشان بسيار ابراز ارادت مىكردند .
ايشان مىگفتند : وقتى عيال بنده از دنيا رفته بود من خودم نبودم تا در
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 565
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٦٥