غيرت و تصلّب در دين و احكام إلهى
والد معظّم قدّس الله نفسه الزّكيّه در امر دين خدا و احكام الهى بسيار متصلّب و راسخ بودند و در اين مسأله هيچ تسامحى روا نمىداشتند . عشق ايشان به خداوند متعال در عشق به رسول أكرم و خاندان مطهّرش صلوات الله وسلامه عليهم أجمعين و محبّت به اولياء و شيعيان و غيرت و حميّت نسبت به توحيد و قرآن و دين و أحكام إلهى متجلّى مىشد ، به گونهاى كه مىتوانيم بگوئيم : همه چيز ايشان دين و ايمانشان بود .
به همين جهت ، در امورى كه مربوط به خداوند متعال و شريعت غرّاء مىشد به هيچ شكلى كوتاه نمىآمدند و هيچ كس نمىتوانست ايشان را به تسامح در اين باب بكشاند . اگر مىديدند كسى منكرى مرتكب شده يا در عقائد حقّه شبهه مىكند بسيار متأثّر و محزون مىشدند ، خصوصاً اگر اينگونه امور در سطح اجتماع اتّفاق مىافتاد و برخى از مسؤولين در آن نقش داشتند كه تا مدّتها آثار حزن و اندوه و كسالت در وجودشان مشهود بود .
در عصر حكومت منحوس پهلوى هر حادثهاى كه اتّفاق مىافتاد تا مدّتها ايشان را ناراحت مىكرد و هميشه اسباب غم و غصّه براى ايشان فراهم بود .
پس از انقلاب شكوهمند اسلامى و بهثمررسيدن جانفشانىها و ايثارهاى علماء و ملّت مسلمان و كوتاهشدن دست أجانب ، در بسيارى موارد امور إصلاح شد ، ولى ايشان با توجّه به غيرت عجيبى كه داشتند باز هم هر از چند گاهى از
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 569
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٦٩