ايشان حتّى نسبت به لوازم منزل نيز به همين شكل عمل ميفرمودند و اگر كسى را مىديدند كه نيازمند است از وسائل منزل برداشته و براى وى مىبردند .
به ياد دارم كه بعضى از فضلا از نجف به ايران آمده و در طهران سكنى گزيده بودند و شرائط مناسبى نداشتند ، حضرت والد روحىفداه به منزل آمدند و فرش منزل را كه روى آن مىنشستيم جمع كرده و براى ايشان بردند .
اين نحوه انفاقها همه از اموال شخصى خود ايشان بود ، نه از سهم امام يا سهم سادات . امّا نسبت به رساندن سهم امام و سادات به دست فقرا كه حال ايشان قابل وصف نيست ؛ اگر مبلغى به دستشان ميرسيد آن شب را نمىخوابيدند مگر اينكه آن را به دست اهلش برسانند و تا به دست اهلش نمىرسيد آرامش نداشتند . گاهى تا دير وقت شب بيرون بودند تا وجوهات را به دست مستحقّين برسانند و بعد به منزل برگردند ، و عجيب اينجا بود كه در همين شرائط از اين وجوهات براى خود و اهلبيت اصلًا مصرف نمىنمودند و امور منزل به همان شكل كه عرض شد مىگذشت . « 1 »
ايثار و انفاق ايشان به امور مالى محدود نمىشد و هرجا كه رضاى خداوند را احراز مىكردند از همه چيز خود مىگذشتند .
در رفاقت و محبّت بسيار وفادار بودند ، و اگر كسى را به رفاقت مىپذيرفتند تا سرحدّ توان براى او مايه مىگذاشتند . تلاش بىوقفهء ايشان در رفع مشكلات رفقاء و سائر مراجعين ، در زندگى ايشان كاملًا مشهود بود . در اين راستا بقدرى از جان و دل متحمّل زحمات و مشقّات شده و به حدّى از مال و
هامش
( 1 ) . علّامهء والد در مصرف سهم امام احتياط ميكردند و آن را به عنوان مكمّل سهم سادات صرف ميفرمودند ؛ يعنى آن مقدار از سهم سادات كه به دستشان ميرسيد به سادات فقير ميرساندند و سهم امام را هم فقط به سادات فقير ميدادند و براى غير اين مورد صرف نمىكردند .