تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
نيز حقّى دارند و آنها را نيز جزء ديگران به حساب بياور ، و براى ايشان نيز خرج‌كن . و گويا از آن زمان كمى ايشان بر اهل‌منزل توسعه دادند . با اين همه ، باز هم بيش از حدّ ضرورت براى خود و اهل‌منزل صرف نمىفرمودند ؛ لذا پس از ازدواج حقير و اخوان شهريّه‌اى كه به ما - كه در قم درس مىخوانديم - ميدادند تقريباً نصف شهريّهء متعارف حوزه بود و ميفرمودند : شما بايد با همين مقدار بسازيد و قناعت كنيد ؛ ما هم به امر ايشان هيچگاه در طول تحصيل از جائى شهريّه نگرفتيم . لذا وضعيّت ما به طورى بود كه اگر مىخواستيم فىالمثل ميوه‌اى تهيّه كنيم ، فقط يك نوع مىگرفتيم و آن را نيز حتّىالمقدور كنارى مىگذاشتيم تا براى ميهمان استفاده شود . در همان دوران منزلى در قم براى ما تهيّه فرمودند كه حقير و خانواده و دو اخوى كوچكتر همراه با خانواده‌شان ، همگى به مدّت چند سال در آن زندگى كرديم . و آن منزل فقط يك آشپزخانه داشت و دستشوئى آن در گوشهء حياط و در زيرزمين بود . اطاقى را مخصوص ميهمان قرار داده بوديم و هر كدام از ما كه ميهمانى داشت ميهمان را به آن اطاق مىبرد تا نامحرم به اندرونى نيايد . اخوان كه هنوز فرزندى نداشتند هر كدام يك اطاق در اختيارشان بود و حقير چون دو فرزند داشتم دو اطاق تودرتو در اختيارمان بود و هر سه خانواده از همان يك آشپزخانهء مشترك استفاده مىنموديم . و چون خانواده‌ها نامحرم بودند در تمام اين مدّت بايد نسبت به تردّد در منزل كاملًا مراعات ميكرديم و در رفت‌وآمدها دائم سرمان پائين بود ، به طوريكه بنده بخاطر ندارم كه در طول اين مدّت چشمم به نامحرم افتاده باشد . با اين حال مرحوم علّامهء والد بيش از اين مقدار را براى ما لازم نمىدانستند و ما را نيز از كودكى طورى تربيت كرده بودند كه به همين مقدار قانع و راضى بوديم ، با آنكه چنين شرائطى براى كسانى كه تازه ازدواج نموده بودند