تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بعد از آن به منزل احمديّه آمديم و پس از آن به منزل پيچ شميران منتقل شديم كه به توصيه و اصرار برخى از ارادتمندان مسجدىِ ايشان تهيّه شده بود . در همهء اين منازل يادگارهائى از عشق و شور آن ولىّ إلهى و ناله‌ها و زمزمه‌هاى آن يگانهء دوران وجود دارد كه براى اهلش آشنا و اثربخش و دوست‌داشتنى است . آرى هر مكانى كه ولىّ خدا در آن نفس بكشد ، به نور الهى منوّر و به عطر معنويّت و ولايت معطّر ميگردد ، و اين آثار در عالم ماندگار است و خدا ميداند كه در گذر ايّام و طول روزگار موجب چه خيرات و بركاتى مىشود .
از صداى سخن عشق نديدم خوشتر * يادگارى كه در اين گنبد دوّار بماند « 1 »
منزل پيچ شميران مربوط به يك شكارچى بود كه چند عدد سگ نيز در آنجا نگه ميداشت ، به طوريكه حقير وقتى براى اوّلين بار به آن وارد شدم تاريكى منزل مشهود بود و شايد مقدارى قبض هم براى بنده حاصل شد . امّا بعدها در اثر تهجّدها و عبادات ايشان بسيار نورانى شده و تغيير آن واقعاً محسوس بود و ديگر آن منزل سابق نبود و گويا تغيير ماهيّت داده بود . در زمان سكونت در طهران و ادارهء مسجد قائم عليه‌السّلام ( در دورهء كودكى و نوجوانى حقير ) امور منزل بسيار به سختى مىگذشت . بارها مىشد كه وقتى به منزل تشريف مىآوردند هيچ پولى همراه نداشتند و حتّى اگر مىخواستيم نان بخريم پولى نبود ! و ميفرمودند : كيسهء نان‌خشك‌ها را بياوريد .
هامش
انتهاء شهر قرار داشت و بعد از آن بيابان بود ، ولى الآن بواسطهء توسعهء شهر تقريباً در وسط طهران واقع شده است . ايشان پس از استقرار در منزل مرحوم مهندس تناوش گاهى هم به منزل ما تشريف مىآوردند . ( 1 ) . ديوان‌حافظ ، ص 175 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 552 | السيد محمد صادق الطهراني