دستخطّى ميدادند كه از زغالفروشى نزديك منزل مقدار نياز خود را تهيّه كنند ، همينطور نسبت به سائر ما يحتاج از جمله برنج و روغن ، با يكى از مغازهدارهاى آشنا هماهنگ كرده بودند كه برنج مرغوب و روغن حيوانى به فقراء و نيازمندان بدهند و وجه آن را خود پرداخت ميكردند .
نسبت به شناخت فقراء و مدّعيان فقر نيز دقّت داشتند و با ظرافت زيادى فقير را از غنىّ تشخيص ميدادند ؛ چهبسا افرادى كه در ظاهر محتاج و سائل بالكفّ بودند ولى در حقيقت از اغنيا محسوب مىشدند ، و چهبسا افرادى كه در عسر و مشقّت ، روزگار مىگذراندند ولى به جهت حفظ عزّت و آبرو مطلقاً ابراز نمىكردند .
والد معظّم چون سالها امامت مسجد قائم خيابان سعدى را به عهده داشتند و مورد مراجعه بودند ، بهخوبى در شناخت افراد مستحقّ خبرويّت داشتند . البتّه علاوه بر فطانت و تجربهء ظاهرى و مراجعهء نيازمندان ، مسائل باطنى نيز در تشخيص افراد نيازمند دخيل بود و بعضاً به نيازمندانى رسيدگى ميكردند كه به حسب أسباب ظاهرى غيرممكن بود كه ايشان آنها را بشناسند يا از فقرشان مطّلع شوند .
بعضاً نشانى شخص ناشناسى را همراه وجهى به ما ميدادند و ميفرمودند : اين امانت را به فلانجا ببريد و تحويل دهيد . گاهى نيز در خدمت خودشان براى سركشى از فقراء مىرفتيم و معمولًا مبلغى را در پاكت گذاشته و به بنده ميدادند و ميفرمودند : هنگام برگشتن و عندالخروج ، با كمال ادب و به طورى كه احدى مطّلع نشود اين پاكت را به ايشان بدهيد .
نسبت به آبروى افراد بسيار اهمّيّت ميدادند ؛ و اگر نمىشد به شكل غيرمستقيم به ايشان كمك شود و يا مجبور بودند جهت تفقّد يا تفحّص از نيازهاى فقرا به منازلشان شخصاً سركشى كنند ، به اين نكته دقّت داشتند كه آن
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 558
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٥٨