تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
وقتى وجوهات به دستشان ميرسيد بدون معطّلى به اهلش ميرساندند ومكرّراً اتّفاق مىافتاد كه صبح مبلغ قابل توجّهى خدمتشان رسيده بود ، ولى شب حتّى پول خريد نان نيز نداشتند . مسجد قائم موقوفاتى داشت ، ولى مقدار معتنابهى نبود و آن هم صرف خود مسجد مىشد و ايشان از آن استفاده نمىكردند . خودشان ميفرمودند : در تمام مدّتى كه به مسجد قائم مىرفتم يك ريال نيز دريافت نكردم و اصلًا براى پول به مسجد نمىرفتم . از سهم سادات نيز مطلقاً استفاده نمىكردند و هرچه بود به سادات فقير مى رساندند ؛ بله گاهى اگر كسى برايشان نذرى كرده بود و ايشان به او و مال او اطمينان داشتند شايد مصرف ميفرمودند . فلذا وضع معيشت خانوادهء ايشان از متوسّط هم پائين‌تر بود و در منزل به مقدار نياز ، آذوقه و ما يحتاج فراهم نبود . تمام اين جهات به خاطر آن بود كه اساس زندگى را بر ايثار گذاشته بودند و در همهء امور فقرا را بر خود مقدّم مىداشتند ؛ تا مبلغى از اموالشان به دستشان مىرسيد فوراً آن را انفاق نموده و به دست محتاجى مىرساندند . حالشان هم به گونه‌اى بود كه اصلًا نمىتوانستند مال دنيا را نگه‌دارند و يا ببينند كسى به پول نيازمند است و ايشان براى خود و اهل‌بيتشان پول را صرف نمايند . البتّه مرحومهء والده نيز رضوان‌الله‌عليها كاملًا با ايشان همراهى ميكردند و در اين مشكلات صبر نموده و راضى بودند . اوائل جوانى حقير بود كه كمى وضع منزل تغيير كرد و ايشان كمى براى منزل بيشتر هزينه ميكردند و معمولًا ما يحتاج ضرورى در منزل موجود بود . بعداً مرحومهء والده گفتند كه : حضرت آقاى حدّاد يك بار به حضرت والد فرموده‌اند : آقا سيّدمحمّدحسين شما همهء اموالت را به فقرا انفاق مىكنى ، خانوادهء خودت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 554 | السيد محمد صادق الطهراني