بود ، بطوريكه كمتر كسى رغبت در سكونت در آن مى نمود . « 1 » با اين همه ، ايشان همراه با والده و اهل بيتشان در همين منازل در نجف در كمال آرامش زندگى ميكردند ، و چون از جهات معنوى غرق در عشق و محبّت خداوند و عنايات حضرت مولىالموالى أميرالمؤمنين عليهالسّلام بودند و از جهات ظاهرى هم تمام اوقاتشان علاوه بر عبادت ، مصروف درس و بحث بود هيچ التفاتى به اين مشكلات نداشتند .
در طهران نيز ابتداء خانهء كوچكى حوالى ميدان شهداء فعلى ، خيابان حريرچيان گرفتند كه اجارهاى بود و تا جائى كه بخاطر دارم صاحب آن آقاى حاج حسن شركت رحمةاللهعليه بودند ؛ اين همان منزلى بود كه مرحوم آيةالله انصارى رضوان الله تعالى عليه در اواخرعمر شريفشان به آن تشريف مىآوردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . در مجلّد اوّل خاطرهاى از صديق ارجمند جناب حجّة الإسلام والمسلمين آقاىحاج شيخ محسن سعيديان زيدعزّه از حضرت آيةالله سيستانى مدّظلّه نقل شد كه تكرار آن خالى از لطف نيست ؛ ايشان دربارهء مرحوم علّامهء والد فرموده بودند :
« يكبار ايشان از حضرت آيةاللهالعظمى خوئى دعوت نمودند و من در معيّت حضرت آيةالله خوئى به منزل ايشان رفتيم . آن منزل استيجارى بود و ايشان پس از چندى از آنجا به منزل ديگرى منتقل شدند . بعداً كه من مىخواستم خانهاى تهيّه كنم ، اتّفاقاً به همان منزل رفته و آن را بررسى نمودم و ديدم عجب مكان نامناسب و مخروبهاى است ، با خود مىگفتم : « آقاى حاج سيّد محمّدحسين با آن سيماى بشّاش و جذّاب كه هر كس او را ببيند ، خيال مىكند از ثروتمندان و مرفّهين است ، چطور چند سال در اين خانهء مخروبه زندگى كردهاند ؟ ! راستى كه تعجّب است از صبر و زهد و تقواى ايشان . » و به هر صورت آن خانه را براى سكونت خود نپسنديدم . زندگىكردن ايشان در آن خانه واقعاً نشانهء درجهء بالائى از زهد بود . » ( نورمجرّد ، ج 1 ، ص 87 . )
( 2 ) . مرحوم حضرت آيةالله انصارى وقتى به طهران تشريف مىآوردند معمولًا محلّ ورودشان منزل دامادشان مرحوم مهندس تناوش در منطقهء باغ صبا بود كه آن زمان در