تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
و شيعيان در فقر به سر مىبرند سزاوار نيست انسان بيش از حدّ ضرورت براى خود چيزى تهيّه نمايد . با اين حال اگر چيزى نياز بود و بنا بر تهيّهء آن داشتند ، از اجناسى تهيّه ميفرمودند كه با دوام باشد و ميفرمودند : برخى اوقات خريدن اشياء ارزان‌قيمت منجرّ به اسراف مىگردد و مبلغى كه در درازمدّت بايد هزينه نمود بيش از مبلغ يك جنس خوب مىشود . روش ايشان بر آن بود كه از زندگى خودشان مىزدند و به كم قناعت مىورزيدند و در عوض از آنچه داشتند در حدّ إمكان انفاق مىكردند . به تمام معنىالكلمه اهل انفاق بودند و به مقتضاى نياز به نيازمند عطاء فرموده و مضايقه نداشتند ، و بناء زندگيشان بر ايثار بود و همواره ديگران را بر خود مقدّم مىداشتند . زندگى ايشان از جوانى همراه با مشكلات و محدوديّتهائى بود و از نظر مالى در مضيقه به سر مىبردند ، ولى اين مسائل نه فقط مانعى در برابر همّت و تلاش ايشان نبود و در درس و سلوكشان خللى وارد نساخته بود ، بلكه با همين وضعيّت باز هم هميشه ايثار و انفاق مىنمودند . پس از رحلت والد معظّمشان دربارهء ميراث ايشان اختلافاتى به وجود مىآيد و برخى در سهم ايشان از ارث تصرّف مىنمايند و ايشان نيز كه مىبينند گرفتن حقوق شرعى موجب به‌وجودآمدن كدورت و ازبين‌رفتن آرامش است ، از سهم‌الإرث صرف‌نظر مىكنند و براى تحصيل به نجف مىروند . خودشان ميفرمايند : مرحوم پدرم به من علاقهء وافرى داشت و نزد همه تمجيد و تحسين ميكرد و مرا وصىّ خود قرار داد و كتابخانه‌اش را نيز در زمان حياتش به من بخشيد . اين حقيردرسنّ بيست‌وپنج سالگى بودم كه مدّت اقامت و دروس در حوزهء علميّهء قم را به پايان رسانيده و عازم تشرّف به نجف أشرف براى ادامهء