در اهل علم و مؤمنين مشاهده نمايند .
وقتى سنّت اسلام بر زهد و مواسات با فقراست ، اگر علما به اين سنّت عمل ننمايند و مردم رفتار آنها را مخالف گفتارشان ببينند ، از آنها جدا شده و بهتدريج به اسلام هم پشت مىنمايند .
ميفرمودند : حتّى كسانى چون ائمّهء جمعه كه به جهت مسائل امنيتى بايد ماشينشان ضدّ گلوله باشد ، بهتر است همان امكانات را در ماشينهاى معمولى برايشان تعبيه كنند و بدنهء ماشينهائى چون پيكان را ضدّ گلوله نمايند تا خداى نكرده براى مردم توهّم نشود كه اين افراد از بقيّهء مردم جدا بوده و طبقهء ممتازى مىباشند .
بطور كلّى بسيارى از امور رائج و دارج بين مردم را از زوائد دانسته و توجّهى به آن نداشتند ؛ مثل گچبرى سقف منازل و استفاده از قالىهاى گرانقيمت و نفيس و امثال آن ، كه موجب تجمّل و توجّه به غيرخدا مىگردد .
قسمت زيادى از منزلشان با گليم مفروش بود و فقط در برخى از اطاقها قالى انداخته بودند و تمايلى هم نداشتند كه بقيّهء قسمتها قالى داشته باشد .
بخاطر دارم كه وقتى ميخواستند براى ما ( بعد از چند سالى از ازدواج كه منزلمان فرش نداشت ) قالى سفارش دهند ، عمده نظرشان بر دوام و استحكام قالى بود و در ميان انواع قالى ، قالى ساروق « 1 » را انتخاب فرمودند كه بسيار ضخيم و بادوام است و هنوز هم از آنها در منزلمان استفاده مىشود .
در خريد اجناس منزل مراقب بودند كه هزينهها زياد نشود و از خريد لوازم گرانقيمت اجتناب مىكردند و هميشه ميفرمودند : وقتى عدّهاى از مؤمنين
هامش
( 1 ) . اسم شهرى است كه قالىهاى پرپشت و محكمى توليد مىكند ولى از جهتلطافت و نرمى مثل قالى مشهد يا كاشان نيست .