قضيّه را نقل ميفرمودند : يكى از علماء عظام كه ظاهراً مرحوم آيةالله حاج شيخ مرتضى طالقانى قدّسسرّه از اعاظم اهل سلوك و معنويّت بودهاند ، به مجلس افطار بسيار محترم و معظّمى كه افراد متعدّدى از متديّنين و متشخّصين نيز حاضر بودهاند دعوت مىشود ، پس از آمادهشدن سفره و آوردن غذا ، ايشان طلب نمك مىكنند .
هرچه اين طرف و آن طرف سفره ميگردند نمك پيدا نمىكنند و به احترام ايشان ديگران هم هيچكدام افطار را شروع نمىكنند تا اينكه پس از مدّت زيادى از محلّ ديگرى براى ايشان نمك تهيّه كرده و مىآورند و اين امر موجب ناراحتى برخى از حاضرين مىشود . پس از اتمام غذا يكى از حضّار به ايشان مىگويد : آقا شما كه اينقدر به نمك عنايت داريد خوب است هميشه مقدارى نمك با خود همراه داشته باشيد تا مردم معطّل و منتظر نشوند .
بلافاصله ايشان دست در جيب كرده و مقدارى نمك بيرون مىآورد و ميفرمايد : اين نمك ! ولى من عمداً صبر كردم تا اين سنّت حسنهء حضرت رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم إحياء شود و حاضرين از اهمّيّت آغازكردن غذا با نمك مطّلع گردند .
والد معظّم رضوان الله تعالى عليه حتّى در ايّامى كه به دليل فشار خون از تناول نمك منع شده بودند ، به جهت عمل به سنّت ، در ابتداء و انتهاى غذا مقدار بسيار مختصرى نمك كه ديگر ضررى نداشت ميل ميكردند .
نسبت به نان نيز احترام خاصّى قائل بودند و هميشه ميفرمودند : بريدن نان با چاقو مكروه و خلاف ادب است ؛ آن را با دست تكّه كنيد ، و نيز گاهى كهبراى صرف غذا در دست ديگر از نان كمك مىگرفتيم ، ميفرمودند : نان محترم است و نبايد بعنوان ابزار و مثل قاشق از آن استفاده كرد ! بله همراه نان ميلكردن غذا مانعى ندارد . همچنين ميفرمودند : در سفره يا سينى چيزى را روى نان
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 516
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥١٦