نهىنموده و ميفرمودند : غذا را خوب درست كنيد ولى فقط يك نوع باشد ، و رفقاء در مهمانىها دو يا چند رقم غذا درست نكنند ؛ حتّى در مورد مخلّفات غذا مانند دوغ و سبزى و سالاد و أمثال آن نيز ميفرمودند : بيش از يك نوع نباشد ؛ و خلاصه سفرهء مؤمن رنگارنگ نيست و تواضع در مأكل و مشرب جزء اصول ايمانى است ، خصوصاً در زمان ما كه برخى از مردم در فقر زندگى مىكنند . « 1 »
مخصوصاً وقتى ما ايشان را به منزل خود دعوت مىكرديم ، مؤكّداً سفارش ميفرمودند كه حتماً غذا يك نوع باشد ؛ و اين تأكيد ايشان به جهت اقتدا به سنّت رسول خدا و أئمّهء طاهرين عليهم الصّلوة والسّلام در سادهزيستى بود .
خود ايشان از خوردن بسيارى از غذاهاى لذيذ كه در حلّيّت و سلامت آن هيچ شبههاى نبود ، صرفاً از باب تواضع در محضر خداوند متعال اجتناب ميكردند و به جاى آن از غذاهاى ساده تناول ميفرمودند .
نسبت به خوردن برخى از غذاها كه موجب تنوير قلب است نيز سفارش ميفرمودند ؛ از جمله سركه ، كه از حضرت امام صادق عليهالسّلام مروى است :
الْخَلُّ يُنيرُ الْقَلْبَ . « 2 »
و البتّه تأثير سركه در نورانيّت قلب مربوط به سركههاى
هامش
( 1 ) . بله اگر كسى ميهمانى داشته باشد كه آن ميهمان احترام و إكرام را در سفرهء رنگارنگ بداند ، از باب إكرام ضيف مىشود كمى سفره را آراسته نمود ، ولى علّامهء والد ميفرمودند : غرض سالكين إلىالله و اخوان صفا در مجالس و ميهمانىها دورهمبودن و انسگرفتن و بهرهبردن معنوى از آثار اجتماع مؤمنين با هم است و نوع و مقدار غذا در نگاه آنها نشانهء احترام نيست و لذا وجهى ندارد كه انسان از سنّت تجاوز نموده و سفره را رنگارنگ نمايد . علاوه بر آنكه بايد تا حدّ امكان به سنّت حسنهء سادهزيستى عمل نموده و اين سنّت را ترويج كند .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 63 ، ص 302 .