طبيعى و خانگى است ، نه سركههاى صنعتى و كارخانهاى كه به طرق ديگرى توليد مىشود .
و ديگر نان جو كه طعام انبياء إلهى و اهلبيت عليهمالسّلام است ؛ « 1 » ايشان نان جو را خيلى دوست داشتند و به ما هم سفارش ميكردند . زمانى كه در طهران ساكن بوديم ايشان مدّتها نان جو استفاده مىنمودند و اگر نان جو در منزل بود ، نان گندم تناول نمىفرمودند .
و نيز تناول انار را نيز توصيه ميفرمودند كه آن هم موجب تنوير قلب مىگردد ؛ از حضرت رسول خدا صلّى الله عليه وآلهوسلّم روايت است كه :
كُلوا الرُّمّانَ ، فَلَيْسَتْ مِنْهُ حَبَّةٌ تَقَعُ فى الْمَعِدَةِ إلّاأَنارَتِ الْقَلْبَ وَ أَخْرَجَتِ الشَّيْطانَ أَرْبَعينَ يَوْمًا . « 2 »
« انار بخوريد ، چراكه هيچ دانهاى از آن در معده قرار نمىگيرد مگرآنكه قلب را نورانى نموده و شيطان را تا چهل روز بيرون مىكند . »
مرحوم آقاى أنصارى رضوان الله عليه نيز براى تنوير قلب به خوردن نانجو ، سركه و انگور شانى سفارش ميفرمودند ؛ انگور شانى انگور سياه رنگى است كه در همدان و اطراف آن زياد است . « 3 »
معمولًا هر غذائى كه مرحوم والده رحمة الله عليها آماده ميكردند ، ايشان ميل ميفرمودند و اصلًا در اين مورد سختگير نبودند . غذا چه با نان
هامش
( 1 ) . وسآئلالشّيعة ، ج 25 ، ص 12 .
( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 63 ، ص 154 ، باب فضل الرّمّان و أنواعه ، ح 1 .
( 3 ) . در نامهاى كه حضرت آقاى أنصارى در زمان جوانى مرحوم والد به ايشان نوشتهاند ، براى ازدياد ترقّيات معنوى به ايشان چنين دستور مىفرمايند : يبارى ، هرگاه نفس جنابعالى به اين حرفها راضى نمىشود و اشتهاى زيادى دارد ، فَعَليكَ بالجوعِ و السّكوتِ خصوصًا عن البحثِ و الجَدَلِ و أكلِ الشَّعيرِ و مُلازَمَةِ التَّواضُعِ فى الأحوالِ و الأقوالِ . ( آيتنور ، ص 199 )