لذيذتر و گرانتر بود براى روضه تهيّه شود ، ولى ميفرمودند از يكى از رفقا كه خودشان پنير درست ميكردند خريده شود و بعداً كه ايشان مانع داشتند ، فرمودند پنير سادهء محلّى تهيّه گردد . « 1 »
ميفرمودند : اين مجالس متعلّق به ما نيست ، متعلّق به حضرات معصومين عليهمالسّلام است و چون متعلّق به ايشان است بايد به بهترين صورت برگزار شود و نهايت احترام به ميهمانان مراعات گردد .
درب منزل تقريباً از همان نيم ساعت به طلوع آفتاب يا زودتر باز بود و يكى از دوستان را مشخّص كرده بودند كه دم درب ورودى بايستند و به واردين به مجلس خوشامد گفته و عرض ادب نمايند . در اطاق ورودى از ميهمانان با صبحانه پذيرائى مىشد و در مقابل هر كس يك سينى مىگذاشتند كه در آن قطعهاى نان سنگك و يك پيشدستى پنير بود و چاى را جداگانه مىآوردند .
برنامهء چاىِ قبل از مجلس چنين بود كه در استكانها اوّل شكر و بعد چاى مىريختند و استكان را در نعلبكى گذاشته و جهت احترام بيشتر ، نعلبكى را بايك قاشق كوچك در يك سينىچهء كوچك مىگذاشتند و سينىچهها را در سينى بزرگ چيده و پذيرائى ميكردند .
هامش
( 1 ) . ميفرمودند : غذائى كه توسّط رفقا تهيّه مىشود چون انسان ميداند با اخلاص و عشق تهيّه شده ، خيلى مطلوبتر است از آنچه توسّط آشپز تهيّه مىشود ، گرچه از جهت كيفيّت ظاهرى به مراتب بهتر و مطبوعتر باشد . مؤمن غذا را براى سدّ جوع و تجديد قوا براى عبادت و طاعت و تحصيل نورانيّت تناول مىكند نه براى مزه و طعم آن و لذا غذائى كه با اخلاص طبخ شده است براى او پسنديدهتر مىباشد .
به همين جهت معمولًا ميفرمودند : اگر مقدور است رفقا در ميهمانىها خودشان با هم تعاون نموده غذا طبخ نمايند و يا لااقلّ از آشپزى دعوت نمايند كه بر مراتب خلوص و تقوايش آگاهند .