علاوه بر مراسم مسجد قائم ، در اواخر اقامت در طهران مجلسى در أعياد و وفيات معصومين عليهمالسّلام در منزل برقرار كردند كه اصل آن مربوط به ارحام بود و هم سخنرانى و روضه و توسّل بود و هم صلهء ارحام . ارحام هم از اين معنى خوشنود بودند كه در طهران كه همه متفّرق بوده و هر كدام در گوشهاىسكنى گزيدهاند به بهانهء مجلس روضه دور هم جمع شده و همديگر را مىبينند . ولى چون مجلس روضه بود كمكم غير از ارحام نيز شركت كردند .
وقتى به مشهد مقدّس مشرّف شدند اين جلسات ادامه يافت و كراراً به حقير وصيّت نمودند كه حيّاً و ميّتاً اين جلسات به همين كيفيّتى كه هست با رعايت موازينى كه مدّ نظرشان بوده است ادامه پيدا كند . « 1 »
برنامهء اين جلسات تقريباً از اوّل چنين بود كه از نيم ساعت به آفتاب آغاز مىشد و از ميهمانان با نان و پنير و چاى پذيرائى مىشد و اوّل آفتاب يكى از مدّاحان اهلبيت عليهمالسّلام به ذكر توسّل پرداخته و به مناسبت آن ايّام روضه يا مولودى مىخواندند و سپس سخنرانى بود و در نهايت توسّط سخنران دوباره روضه يا مدحى خوانده مىشد .
نظرشان اين بود كه صبحانهء مجلس مختصر برگزار گردد و شايد از اين جهت بود كه مىخواستند بيشتر رعايت سادگى شود و قصد قربت نيز از شركتكنندگان بيشتر متمشّى گردد و لذا اجازه نفرمودند بيشتر از نان و پنير و چاى داده شود .
در زمانى كه مشهد بودند چند بار خدمتشان پيشنهاد شد كه پنير تبريز كه
هامش
( 1 ) . و نيز وصيّت فرمودند كه پس از رحلتشان در مراسم تكفين و تدفين و بر مزارشان مصائب آلعصمت عليهمالسّلام قرائت شود و ايشان را با ذكر توسّل به خاك بسپاريم ؛ رضواناللهعليه و حشره مع أجداده محمّد و ءَاله الطّاهرين صلوات الله عليه وعليهم أجمعين .