ايشان و يا به واسطهء هيئت امناء مسجد دعوت ميشد . « 1 »
ايشان خودشان هر هفته ظهر جمعه و نيز شب سهشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء منبر مىرفتند ، و منبرهاى شبهاى ماه مبارك رمضان و خصوصاً ليالى قدر و برخىمناسبتها را نيز معمولًا خودشان عهدهدار مىشدند . منبرهايشان هم از جهت علمىو محتوائى بسيار پربار و هم بسيار باروح و جاندار و نورانى بود .
سخنرانىهايشان نوعاً متجاوز از يك ساعت بود و گاهى تا دو ساعت هم طول ميكشيد .
و اين منبرها غير از صحبتهائى بود كه بينالصّلوتين بيان ميكردند و غالباً توضيح احكام و مسائل شرعى بود و غير از جلسات قرائت قرآن و تجويد بود كه صبحهاى جمعه برگزار ميشد و خودشان تجويد اشخاص را اصلاح ميفرمودند .
حتماً منبر را با روضه ختم ميكردند . روضه را آهسته و بدون صدا مىخواندند و گويا صدايشان يارى نمىكرد ، ولى به ما فرموده بودند كه حتماً روضهها را چه در منزل و چه در بالاى منبر با صدا بخوانيم و در دههء محرّم تا يك ربع روضه طول بكشد و نوحه هم خوانده شود .
خودشان در روضهها به بيان ذكر مصائب اكتفاء مىنمودند و در روضه بهصحّت نقل مواظبت أكيد داشتند و لذا فقط از منابع معتبر استفاده ميكردند .
هامش
( 1 ) . نسبت به رعايت احترام خطيبى كه دعوت مىشد نيز بسيار اهتمام داشتند و حتّى گاهى خطيب را هيئت امنا دعوت مىكرد ولى چون آنها حقّ وى را أدا نكرده و رعايت احترامش را نداشتند ايشان خودشان در ورود و خروج به استقبال و بدرقه رفته و إكرام ميكردند ، و اگر وجهى كه هيئت امنا تهيّه كرده بودند متناسب نبود ، از جيب خودشان مبلغىاضافه مىنمودند و آن وجه را هم در پاكتى گذاشته به كسى ميدادند تا با كمال احترام خُفيةً تقديم كند .