شده بود و أطبّاء ، ايشان را از شركت در مجلس منع كرده بودند ، در اندرونى لباس رسمى مىپوشيدند و به تنهائى مىنشستند و سخنرانى و مرثيه و روضه را كامل استماع ميفرمودند . گاهى نيز امر ميفرمودند از همان صبحانهء روضه تبرّكاً مقدارى برايشان برده شود .
با وجود كهولت سنّ و درد مفاصلى كه داشتند در مجلس عزاى حضرت ابا 2 عبدالله الحسين عليهالسّلام همراه با عزاداران گاهى تا حدود چهل دقيقه سرپا مىايستادند و عمامه را برداشته و سينه مىزدند و به پهناى صورت ، اشك مىريختند و گريهء ايشان مثل گريهء مرحوم آقاى انصارى بود ؛ بدون صدا باران اشك بر گونهشان جارى مىشد و گاهى صورت و محاسن همه خيس مىگشت .
به طلّاب نيز امر ميكردند در عزاى حضرت سيّدالشّهداء يا عزاىحضرت رسول اكرم و أميرالمؤمنين سلام الله وصلواته عليهم عمامهها را بردارند و در عزادارى و سينهزنى شركت كنند .
در دو ماه محرّم و صفر كسى ايشان را بشّاش نمىديد . در روز عاشورا كه خدمتشان مىرسيديم دائماً صورتشان برافروخته بود و گرفته و محزون بودند و اشك مىريختند . در روز عاشورا نوع غذائى كه تناول ميكردند متفاوت بود و خيلى كم غذا ميل مىنمودند . « 1 » در شام غريبان حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام
هامش
( 1 ) . اصل اوّلى در روز عاشورا آنست كه انسان چيزى تناول نكند و مانند شخصصائم امساك كند و فقط اگر خواست روزهء شرعى نباشد ( طبق نظر برخى از فقها كه روزهء روز عاشورا را مكروه ميدانند ) قبل از غروب مختصرى آب يا غذا تناول نمايد تا صدق روزهء شرعى نكند . البتّه علّامهء والد رضواناللهعليه معتقد بودند روزهء اين روز ذاتاً مستحبّ است و كراهتش عارضى و به جهت تشبّه به بنىاميّه بوده كه به جهت شكر و تبرّك ، اين روز را روزه مىگرفتند ، و امروزه موضوعش از بين رفته است .
امّا سيرهء محبّان و عزاداران حضرت امام حسين عليهالسّلام بر آن شده كه در روز