و متّقى بود و نماز جمعه مىخواند ، عمامه نگذاشت ؛ و علّتش را اينطور مىگفت كه من تأسّى به استادم مرحوم جهانگيرخان مىكنم و چون ايشان عمامه نداشتند من هم نمىگذارم . « 1 »
ولى اين كار صحيح نيست ؛ چرا انسان به حضرت رسول اكرم صلوات الله وسلامه عليه وآله اقتداء نكند و به جاى تبعيّت از سيرهء آن حضرت به استاد خود نظر نمايد ؟
به زيارت مزار مرحومين مجلسيّين هم مقيّد بودند و گاهى نيز به بقعهء چهل مؤمن در كنار مزار مرحوم بيدآبادى ( كه مرحوم خوانسارى اوّل و مرحوم خوانسارى دوّم در آن مدفونند ) تشريف مىبردند .
به مساجد مختلف اصفهان نيز براى استفاده از معنويّت و روحانيّت آن مىرفتند ، ولى به « مسجد سيّد » عنايتى خاصّ داشتند و ميفرمودند : خيلى باروح است . بر سر قبر خود سيّد شفتى رضواناللهعليه نيز حتماً تشريف مىبردند .
از مزارات شيراز بعد از زيارات امامزادگان معظّمى كه نامشان گذشت ، به زيارت خواجه حافظ عليهالرّحمة بسيار مقيّد بودند و در آنجا با مرحوم خواجه انس و الفت و حالىخاصّ داشتند . هر بار كه خدمتشان مشرّف مى شديم مدّتى
هامش
( 1 ) . مرحوم جهانگيرخان قشقائى در سنه 1243 هجرى قمرى در ميان ايل قشقائى متولّد شد . تحصيلات اوّليّه را در حال كوچكردن با ايل آموخت . گويند در چهل سالگى هنگام آمدن به اصفهان براى خريد و رفع حوائج ، با يكى از اهل معنى برخورد نموده متحوّل شد و رسماً در اصفهان به تحصيل علوم حوزوى و سلوك عملى پرداخت . ايشان هممباحثهء مرحوم آخوند كاشى و از شاگردان حكيم آقا محمّدرضا قمشهاى و ملّاحسينعلى تويسركانى و شيخ محمّدباقر نجفى مسجدشاهى است و سالها به تدريس حكمت متعاليه و فقه و اصول و رياضى و هيئت پرداخت و تا آخر عمر ازدواج ننمود و در حجرهء مدرسهء علميّه زندگى ميكرد . ايشان در سال 1328 هجرى قمرى در سنّ 85 سالگى رحلت نمود .