تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
مرحوم والد قدّس‌سرّه بر مسألهء ملّىگرائى و احياء آداب و سنن جاهلىدر مقابل سنّت اسلام ، بسيار حسّاس بوده و روى اين مسأله غيرت مىورزيدند . سالهاى آخر عمر شريفشان مقارن با نهضت مجدّد ملّىگرائى در اين كشور بود و كسانى كه به بركت انقلاب اسلامى چند سالى بود سر در لاك خود فروبرده و سخنى از كورش و داريوش و إحياء زند و پازند و اوستا به ميان نمىآوردند ، داشتند آرام آرام دوباره سر از بوتهء اختفاء بيرون ميكردند . ايشان از اين مسأله بسيار ناراحت بودند و در اواخر مكرّر ناراحتى خود را ابراز مىنمودند و نمونه‌هائى از فعّاليّتهاى ايشان را كه به سمعشان مىرسيد در مجالس بيان ميفرمودند . به همين مناسبت صفحاتى از مجلّد چهارم نورملكوت‌قرآن را به بحث در اين زمينه اختصاص دادند و پس از تأليف رسالهءنكاحيّه كه شرحى بر صفحاتى از جلد اوّل نورملكوت‌قرآن بود ، تصميم داشتند كتابى در شرح اين بخش از جلد چهارم نورملكوت‌قرآن بنگارند و برخى از فضلا را هم مأمور به جمع‌آورى منابع آن نمودند ، ولى عمر شريفشان براى انجام اين مهمّ كفايت نكرد . بارى ، از مزارات اصفهان به زيارت تخت‌فولاد زياد مىرفتند ، و از مزاراتىكه در تخت فولاد مورد عنايتشان بود ، يكى مزار مرحوم ميرفندرسكىبود كه از مقام وى بسيار تجليل ميكردند و ديگرى مزار مرحوم آخوند كاشى و مرحوم جهانگيرخان و ديگر مزار مرحوم آقا محمّد بيدآبادى رضوان‌الله‌عليهم . وقتى به مزار مرحوم آخوند كاشى مىرفتيم بر سر مزار مرحوم حاج‌آقا رحيم ارباب هم كه در همان نزديكى است مىرفتند و فاتحه‌اى مىخواندند و از مقام علمى و تقواى ايشان تمجيد مىنمودند ، ولى هر بار اين مطلب را هم تكرار ميفرمودند كه : مرحوم حاج‌آقا رحيم ارباب با اينكه عالمى بزرگ و مجتهد