مقيّد بودند تا جائى كه مىشود حتماً پياده به حرم بروند ، به جز دو سال آخر عمرشان كه پيادهرفتن برايشان سخت شده بود و با ماشين خدمتشان رسيده و حرم مشرّف مىشديم .
ميفرمودند : سواره مشرّفشدن خلاف ادب است . به كسانى كه راهشان دور بود ميفرمودند تا نزديك حرم با وسيلهء نقليّه بيايند و از حدود ميدان شهدا مثلًا پياده مشرّف شوند و اگر با دوچرخه هستند دوچرخه را دستشان بگيرند و در برگشتن سوار شوند .
ميفرمودند : انسان وقتى به محضر امام عليهالسّلام مشرّف مىشود بايد به عظمت مقام آن حضرت توجّه داشته و حرمت زيارت و آن مكان مقدّس را حفظ نمايد . بايد هنگام تشرّف بهترين لباس خود را بپوشد و عطر بزند و آراسته و منظّم مشرّف شود ؛ مانند وقتى كه به محضر بزرگى مىرود و بهترين لباس را مىپوشد و خود را آراسته مىنمايد .
خود ايشان هم بهترين لباسهاى خود را هنگام زيارت مىپوشيدند و عطر استعمال مىنمودند .
گاهى برخى از افراد را در حرم ميديديم كه لباسى غيرمناسب پوشيده و براى پوشاندن آن ، يك عبا بر دوششان انداختهاند و به حرم مشرّف شدهاند .
ميفرمودند : آيا اين افراد هنگامى كه به ميهمانى ميروند هم همينطور لباس مىپوشند ؟ آيا اين طرز لباس مناسب حرمت حرم حضرت است ؟ انسان بايد لباس رسمى خود را بپوشد و بعد اگر خواست روى آن عبا نيز بيندازد چه بهتر .
ميفرمودند : در طول مسير زيارت بايد با سكينه و وقار و با حال توجّه و خضوع حركت نمود . انسان نبايد در مسير به مغازههاى اطراف و بازار و افرادىكه در حال تردّد هستند توجّه نمايد و با كسى صحبت كند ، بلكه بايد حال حضور قلب را در خود حفظ نموده و به ذكر و توجّه مشغول باشد .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 418
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤١٨