معمولًا تشرّفشان نيمساعت تا چهلوپنج دقيقه طول مىكشيد . زيارت مىخواندند و مقدارى هم در محضر حضرت مىايستادند و در بالاسر دو نماز دو ركعتى مىخواندند و اگر وقت نماز بود مقدارى بيشتر براىاداء نماز و تعقيبات توقّف ميفرمودند . در ماه رمضان علاوه بر اينها مدّتى در بالاسر به قرائت قرآن مشغول مىشدند .
حقير متوجّه نمىشدم كه ايشان چه زيارتى مىخوانند ، چون بسيار آرام و زير لب از حفظ قرائت ميفرمودند ، ولى به افراد نوعاً زيارت أمينالله و زيارت مخصوصهء حضرت علىّبنموسىالرّضا عليهماالسّلام و زيارت جامعه ( خصوصاً براى جمعهها ) را سفارش ميفرمودند . گمان حقير بر آن بود كه ايشان هم غالباً در حرمها زيارت أمينالله مىخوانند ، بجز در زيارت حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام كه ظاهراً زيارت وارث مىخواندند .
سابقاً كه اطراف ضريح مطهّر حائلى نبود و نيز در ديگر عتبات عاليات كه به زيارت مشرّف مىشديم ، طبق مستفاد از برخى روايات و سيرهء مرحوم حضرت آقاى حدّاد روحىفداه قبل از قرائت زيارت ، هفت شوط طواف مىنمودند . « 1 »
هامش
( 1 ) . در كتاب شريف روحمجرّد ميفرمايند : قاعدهء حضرت آقا اين بود كه در هنگام تشرّف به حرم مطهّر غسل ميكردند و در وقت ورود ، هميشه درِ صحن را مىبوسيدند و پس از آن ، درِ كفشدارى و درِ رواق و درِ حرم را مىبوسيدند و پس از اذن دخول ، عتبهء مباركه را مىبوسيدند و وارد مىشدند و بدون خواندن زيارت ، اوّل هفت شوط طواف از جانب چپ مىنمودند ، سپس زيارت مىنمودند و در بالاى سر و يا هر محلّى كه ممكن بود نماز ميگزاردند .
و حقير هم با جميع رفقائى كه با ايشان مشرّف مىشديم ، در معيّت ايشان به همين نحوه و كيفيّت چهارچوب درها را مىبوسيديم ، و هفت شوط طواف مىنموديم و سپس