تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
تابلوها را مشاهده مىكند . أمّا قبور إمامان ما چراغ ندارد ، سنگ ندارد ، و حتّى كسى نمىتواند بر روى تربتشان با انگشت بنويسد مثلًا : هَذا قَبْرُ الإمامِ جَعْفَرٍ الصّادِق . ميدانيد معنايش چيست ؟ ! معنايش آن است كه نام جعفرٌ الصّادق قاچاق است . نام محمّدٌ الباقر قاچاق است . وهّابيّه موجوديّت خود را در قاچاق‌بودن اين مذهب و اين مكتب مىدانند ؛ و براى موجوديّت خود كه در حقيقت هدم إسلام است مىكوشند ، چرا كه تشيّع جز تجسّم روح إسلام و تبلور معناى نبوّت و قرآن چيزى نيست . « 1 » شرائط فعلى را كه حرمين شريفين تحت تسلّط نامشروع وهّابيّان است مصداق و مورد تقيّه ميدانستند . حقير يك بار در مورد كيفيّت سجده در حرم مطهّر رسول خدا صلّىالله‌عليه وآله‌وسلّم سؤال نمودم ، فرمودند : من كه روى همان فرشها سجده مىكنم . گرچه برخى احتياط كرده و به نقاط دور تر از قبر مطهّر مىرفتند و بر سنگفرش حرم سجده ميكردند ، ولى ايشان اين احتياط را لازم ندانسته و خودشان نيز احتياط نمىكردند و در كنار مضجع شريف بر فرشها سجده مىنمودند . علىرغم همهء عنادى كه وهّابيّان با شيعه دارند ، در نمازهاى جماعت آنها شركت ميكردند و ميفرمودند : ما بنده هستيم و أئمّه به ما أمر كرده‌اند كه با اينها نماز بخوانيم و اقتداء كنيم و ما هم بايد از امر ايشان پيروى نمائيم . يك بار در مسجد قبا به يكى از جماعتها ملحق شده و در صفّ دوّم قرار گرفتيم ، امام جماعت در نماز خود سورهء كافرون را خواند و پس از اتمام نماز رو به جمعيّت با صورتى عبوس و عصبانى نشسته بود ، ايشان به بنده فرمودند : او با خواندن اين سوره به ما اشاره داشت و مىخواست كفر ما را بيان كند .
هامش
( 1 ) . امام‌شناسى ، ج 1 ، ص 245 و 246 .