نخلستانهاى مدينه را كه سر سبز و خرّم بود ، همه را قطع و ريشهكن نمودهاند و به جاى آنها عمارتهاى صددرصد وابسته بنا كردهاند .
در مدينهء طيّبه ديگر اسمى از محلّهء بنىهاشم نيست ، از خانه ابوأيّوب أنصارى نيست ، بيتالأحزان را خراب كردند ، ديوار مسجد علىّ را با صفحاتى پوشانده و درِ آن را مهر و موم كردهاند . مشربه امّ إبراهيم را چه عرض كنم ؟ ! آن محلّ شريف و مقدّس و آن محلّ نورانى و پرفيض ، حقّاً امروز به مزبله أشْبَه است تا به مسكن و مأواى رسول خدا و أهل بيت رسول خدا ، و معذلك متروك است و مقفول .
مسجد الفضيخ كه همان مسجد ردّ شمس است ، براى حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام ، متروك است و مهجور و حتّى كسى نام آن را نمىداند .
نام علىّبنأبىطالب در خطبهها و منبرها برده نمىشود ، ولى دهها بار و صدها بار نام سَيّدنا عمَر برده مىشود .
آه چه شهر غريب و مهجورى است مدينه ! مدينه كه هر وجب آن حكايت از علم و عرفان و قضاء و درايت و ولايت و حماسه و إيثار يگانه حامى رسولالله ، حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام دارد ، امروز تاريك و غريب است .
نام مخالفان هر جا برده مىشود ، ولى نام على ، قاچاق است .
بقيع به صورت زمينى است ، نه سنگى و نه چراغى و نه اسمى و نه رسمى . دور تا دور بقيع را دائرهاى شكل از عمارتهاى مجلّل چند اشكوبه بالا بردهاند ، و حتّى عمارتهاى ده اشكوبه فراوان است . فروشگاهها ، هتلها ، سازمانها ، مغازههاى فروش همهگونه أمتعه ، از مرغ و ماهى گرفته تا ساندويچ ، و از جوراب و كفش تا طلاجات ، همگى با تابلوهاى نئون به صورتهاى مختلف و به أشكال شگفتآور و رنگهاى دوّار متفاوت ، متاعهاى خود را عرضه مىكنند ؛ بطوريكه كسى كه سر قبر أئمّهء معصومين باشد ، آن عمارتهاى بلند و آن
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤١٥