و ايضاً جميع واجبات را اگر طفل بجا آورد و مستحبّات را اتيان نمايد ، آثار وجودى آن عمل به جان او ميرسد ؛ گرچه الزام و تكليف برداشته شده است ، امّا اصل اثر باقى است . لهذا فقهاء ما رضوانُاللهعليهم فرمودهاند : هر عمل واجب براى مكلّفين ، براى صِغار غيرمكلّف ، عنوان عمل مستحب را دارد ؛ و هر عمل حرام براى مكلّفين ، براى آنها عنوان عمل مكروه را دارد . و عبادات آنان حقيقى است ، نه عبادت تمرينى . « 1 »
و نيز در شرح اوّلين سفرى كه حقير و أخوى در خدمتشان به حجّ و سپس به زيارت عتبات عاليات مشرّف شديم ميفرمايند :
اين تشرّف به عتبات مباركات پس از حجّ ، براى بندهزادگان بسيار عجيب و مؤثّر شد . زيرا اوّلًا بعد از حجّ صورت گرفت و دو نوباوهء خردسال طلبهء علوم دينيّه كه زيارت و مشاهدهء آن أماكن متبرّكه را نموده بودند و بدان أعمال زيبا و دلنشين مناسك حجّ مشغول و خاطرههايش پيوسته در ذهنشان دور ميزد ، اينك به زيارت مراقد مطهّرهء امامان عليهمالسّلام توفيق يافته و ميزبانشان دركربلا و سائر أماكن ، ولىّ خدايى همچون حضرت حاج سيّد هاشم بود ، لهذا بسيار شيرين و دلنشين واقع شد .
اصولًا بنده معتقدم كه : بايد فرزندان را به هر طريق كه امكان دارد در أوان سنّ بلوغ به حجّ برد تا روح پاك و نفس غيرآلودهء ايشان آن حقائق را در خود بگيرد و چون مغناطيس جذب نمايد ، و از اين سال تا آخر عمر پيوسته ذهنشان روى آن مطالب كار كند و رفتهرفته آن مأخوذات را آفتابى كند و به فعليّت برساند ؛ گرچه مستلزم زحمتى باشد و يا مستلزم فروش بعضى از أثاثيّه و متاعالبيت باشد . اينها ابداً اهمّيّتى ندارد ؛ سپس بدست بيايد يا نيايد مهمّ نيست .
هامش
( 1 ) . روحمجرّد ، ص 98 .