تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
مهمّ زيارت اين نفوس قابله و مستعدّه و به گناه و كثرات آلوده نشده است كه موجب تثبيت ايمان و طهارت و تقوى تا آخر عمرشان ميگردد . و انسان نبايد منتظر وجوب شرعى باشد كه امروزه بعد اللتيّا و الّتى در اواسط عمر و يا در قديم‌الايّام غالباً در اواخر عمر صورت ميگرفت ؛ و در آن صورت استفادهء نفس انسانى از حجّ و آثار پديد آمده از آن ، همان بقيّهء عمر او مىباشد كه چه‌بسا بسيار اندك بوده است . امّا در سنّ بلوغ ، آثار حجّ از اوّلين منزل تكليف و تشرّف به خطاب ربوبى ، تا آخر عمر خواهد بود . و لهذا دائماً و پيوسته و بطور مداوم روح را نشاط مىبخشد و جان را به ايمان و ايقان زنده نگه ميدارد . گرچه خود حقير تا سنّ سىوسه سالگى برايم اين توفيق حاصل نشد ، امّا براى اين دو فرزند ، و دو پسر ديگر نيز سعى شد در اوّلين وهلهء امكان پس از بلوغ صورت گيرد . « 1 » سيره و روش ايشان اين طور بود كه در مدينه ملبّس به لباس اهل علم بودند ولىدر مكّه پيراهن سفيد بلندى مىپوشيدند و شب كلاه بر سر مىگذاشتند و ميفرمودند : مكّه شهر توحيد است و خداوند دوست دارد كه در مكّه همه يك شكل و يكسان بوده و تفاضلى نباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 499 و 500 . ( 2 ) . برخى از روايات نيز به اين معنى كه در مكّه نبايد تمايز و تفاضل در زىّ ظاهرى و لباس وجود داشته باشد ، إشعار دارد . از جمله در وسآئل‌الشّيعة از برقى به سند صحيح از حضرت امام صادق عليه‌السّلام روايت مىكند كه فرمودند : انظُروا إذا هَبَطَ الرّجُلُ مِنكُمْ وادِىَ مكّةَ فَالبَسوا خُلْقانَ ثِيابِكُم أوْ سَمَلَ ثِيابِكُم ؛ فَإنَّهُ لَم‌يَهبِطْ وادِىَ مكّةَ أحَدٌ لَيسَ فى قَلبِهِ مِنَ الكِبْرِ إلّاغُفِرَ لَهُ . « دقّت كنيد ، وقتى يكى از شما به وادى مكّه نزول مىكند ، لباس‌هاىكهنه‌تان را بپوشيد ؛ زيرا هيچ‌كس در حالى كه در قلبش تكبّرى نباشد به وادى مكّه نازل نمىشود مگر آنكه گناهانش بخشيده مىشود . » ( وسآئل‌الشّيعة ، ج 13 ، ص 203 )