شركت مىنمودند و گاهى در منزل با رفقا و شاگردان خود نماز جماعت مىخواندند .
ميفرمودند : نماز جماعت فضيلت بسيارى دارد ، خصوصاً اگر امامجماعت اهل توجّه و اهل معنا باشد و سالك نبايد از اين امر غفلت كند ، ولى فضيلت جماعت مشروط به بقاء حضور قلب در جماعت است . اگر كيفيّت نماز جماعت به گونهايست كه حضور قلب سالك را از بين مىبرد و نمىتواند توجّه خود را در نماز حفظ كند نماز فرادى ارجح است .
ميفرمودند : نماز بايد جاندار باشد و سالك وقتى نماز مىخواند بايد متحوّل گشته و حال اقبال به آخرت و ادبار از دنيا در او زنده شود . اگر چنين نباشد معلوم مىشود نماز او مورد قبول درگاه حضرت حقّ نيست و ناقص است . بنابراين در انتخاب مكان نماز و كيفيّت آن بايد اوّل به حال خود توجّه كند و هرجا بيشتر حال و توجّه داشت همان را انتخاب نمايد . نماز بدون حضور قلب پوستهاى بدون حقيقت بيش نيست .
شيخ صدوق به سند متّصل خود از محمّدبنسنان از مفضّلبنعمر از يونسبنظبيان از حضرت صادق عليهالسّلام روايت مىكند كه :
اعلم أن الصلاة حجزة الله فى الأرض ؛ فمن أحب أن يعلم ما أدرك من نفع صلاته فلينظر فإن كانت صلاته حجزته عن الفواحش و المنكر فإنما أدرك من نفعها به قدر ما احتجز . « 1 »
« بدان كه نماز دستآويز و پناهگاه الهى است . پس هر كس كه مىخواهد بداند كه چه ميزان از نماز خود بهره برده است ، در امر نماز خود تأمّل نمايد . اگر نمازش او را از فواحش و معاصى حفظ نموده است ، به هر مقدار او را حفظ نموده به همان مقدار از نمازش بهره برده است . »
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 81 ، ص 263 .