او محلّ نماز خود را به زير درخت منتقل نمود تا با درخت و صداى زيباى پرندگان انس گرفته و از آن متمتّع شود .
پس از جانب خداوند متعال مورد عتاب قرار گرفت و به او گفته شد : آيا در انس با ما براى تو لذّت و خيرى نبود كه تو را از تمتّع به درخت و صداى پرندگان مستغنى نمايد ؟
و وى توبه نمود و فهميد كه با انس و تمتّع از درخت ، خود را به خطر انداخته است .
و در حكايات اهل محاسبه و صاحبان مراقبه ديدهام كه : بعضى از آنان با نشاط وشوق و اهتمام عبادت مىكرد و نماز مىگزارد . به درگاه الهى عرض كرد :
پروردگارا آيا در اقبال به نماز چيزى را فروگذار كردهام كه محتاج آن باشم كه تا قبل از مرگ آن را تدارك كنم ؟
به او گفته شد : آرى ! تو با نسيم سحرها آرامش و نشاط مىيابى ، و غير ما تو را براى ما به نشاط در مىآورد و خواصّ از ابرار اينچنين نيستند .
پس تو در خدمت و بندگى ما شريكى دارى و غير از آنچه ما از تو در عبوديّت خالصانه مىخواهيم امر ديگرى نيز در برانگيختن و تحريك تو تأثير دارد .
من مىگويم : و اگر حال بنده قوىّ بود به طورىكه اخلاص او و انقطاعش به خداوند در اين مكان و آن مكان تفاوتى نداشت ، أفضل براى او آنست كه مكانهائى را كه در شرع تفضيل براى نماز و دعا داده شده است تفضيل دهد و أفضل آنها خانههاى خداوندتعالى و مساجد اوست كه مختّص به عبادت مىباشد و أفضل مساجد مسجد الحرام و مسجد مدينه است . »
ميفرمودند : مسجد خانهء خداست و به هر مقدار بانى و سازنده و امامجماعت و حاضران در مسجد اخلاص داشته باشند نورانيّت پيدا مىكند و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 340
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٤٠