در اطاق خود بجاى مىآوردند ولى با صدائى بلند كه در اطاقهاى ديگر هم به گوش مىرسيد و قرائت قرآن و صدايشان چنان جذّاب و دلنشين بود كه انسان را در عالمى از نور و سبكى و وحدت فرومىبرد . به شاگردانشان هم دستور مىدادند كه نماز شب را بلند و با تكيه به صوت و محزون بخوانند كه هم سنّت است و هم موجب ايجاد حال و حضور قلب مىشود .
از برخى روايات استفاده مىشود كه مستحبّ است كه صداى نمازگزار در نماز شب به گونهاى باشد كه اهل منزل آن را بشنوند و در اثر آن از خواب برخاسته و آمادهء عبادت و نماز شوند . شيخ صدوق در عللالشّرايع با سند متّصل خود روايت مىكند از علىّبنأسباط كه از حضرت امام جعفرصادق عليهالسّلام دربارهء مردى پرسيد كه در آخر شب نماز مىخواند و صدايش را در قرائت بلند مىكند . حضرت فرمودند :
ينبغى للرجل إذا صلى بالليل أن يسمع أهله لكى يقوم النآئم و يتحرك المتحرك . « 1 »
« براى مرد سزاوار است كه چون شب نماز مىخواند صدايش را به گوش خانوادهاش برساند تا آن كس كه خواب است برخيزد و آن كس كه بيدار است حركت كرده و بلند شود . »
سيرهء ايشان اين طور بود كه در نمازها خصوصاً در نوافل شب و نماز صبح زياد قرآن مىخواندند . نظر مباركشان اين بود كه در نماز فريضه هم خواندن سورهء ناقص از هر جاى قرآن جائز است و خواندن از روى مصحف نيز براى كسانى كه سورهاى را از بر نيستند جائز است . « 2 »
خودشان نيز گاهى از وسط سورهاى از سور طوال يا مِئين آغاز مىنمودند
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 84 ، ص 209 .
( 2 ) . رجوع شود به : نورملكوتقرآن ، ج 3 ، ص 325 تا 327 .