كسى من را صدا نزند ، گوئى كه اصلًا در خانه نيستم . و به خلوت خود مشغول مىشدند و گاهى چندين ساعت طول مىكشيد كه به نماز و ذكر و خلسه و . . .
مىگذراندند و بعضاً وقتى بازمىگشتند چشمانشان سرخ سرخ بود كه از گريههاى مفصّل حكايت مىنمود .
بارى ، نماز را با تمام آداب و سنن آن با توجّه كامل به جا مىآوردند و نمازشان بسيار تأثيرگذار بود . هر كس در جماعت ايشان شركت مىكرد متحوّل مىشد و حالت توجّه ايشان در او اثر مىگذاشت .
نماز شب ايشان كه در منزل به جا مىآوردند حال ديگرى داشت . نوافل ليليّه را به شكل تهجّد به جا مىآوردند ؛ يعنى شب تا اذان صبح به طور معمول سهچهار بار بيدار مىشدند و هر بار وضو مىگرفتند و مشغول مىشدند و دوباره مختصرى مىخوابيدند و مصداق حقيقى اين آيه شريفه بودند كه :
كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
« 1 »
نماز شبشان هيچ وقت ترك نمىشد و در سفر و حضر و صحّت و مرض به قدر استطاعت هميشه به آن مقيّد بودند . براى سالكين نيز مداومت بر نماز شب را از شروط اوّليّهء سلوك مىدانستند و مىفرمودند : اين راه بدون نماز شب نميشود . و مكرّر اين جمله را از مرحوم آيةالحقّ حاج ملّاحسينقلى همدانى و آيةالحق حاج ميرزا على آقا قاضى قدّسسرّهما نقل ميكردند كه : نديديم كسى در راه خدا بدون نماز شب به مقامات بلند رسيده باشد . « 2 »
نمازشان نمازى زنده و با توجّه و سراسر عشقبازى با خداوند بود . نماز را
هامش
( 1 ) . آيه 17 و 18 ، از سورهء 51 : الذّاريات .
( 2 ) . صفحاتٌ من تاريخ الأعلام ، ج 1 ، ص 187 .