مغرب و عشاء دو اذان مىگويند با وجود جمع بين آنها ، نه در صورت تفريق ، نيز صحيح نيست ؛ زيرا اذان براى اعلام وقت است و حضور در نماز . و وقتى يك اذان اعلام شد و بنا شد كه دو نماز را در موقع خود كه وقت تشريعى است بجاى آورده شود بايد در اوّل مغرب و در اوّل عشاء كه يك ساعت و نيم از شب مىگذرد على حدةٍ اعلام اذان نمود و امّا اخبار براى نماز حاضرين فى المسجد فقط با إقامه صورت مىگيرد .
پس بنابراين اگر بين مغرب و عشاء فاصلهء مختصرى شود ، مثلًا به قدر خواندن نافلهء مغرب ، باز اين مقدار مجوّز اذان براى عشاء نيست و تنبّه حاضرين فى المسجد بايد با اقامه صورت گيرد كه در حقيقت اذان و اعلام سبك و آهسته است ؛ زيرا اين مقدار از فصل تعدّد وقت نمىآورد و نفى جمع بين الصّلوتين نمىكند . « 1 »
وقت نماز
در باب وقت نماز بر دو مسأله بسيار تأكيد مىورزيدند : يكى : اوّل وقت نماز خواندن و تأخيرنيانداختن آن ، و دوّم : تفريق بين صلوات و ادراك وقت فضيلت .
نسبت به اوّل وقت نمازخواندن به شاگردان خود دستور أكيد مىدادند و تخلّف از آن را در هيچ حالى روا نمىدانستند . يك بار حقير در قم در حجره بودم و ايشان به حجرهء ما تشريف آورده بودند . صداى اذان بلند شد و حقير مشغول مطالعهء مكاسب بودم ، فرمودند : وقت نماز است . عرض كردم : چشم ، خطّ آخر است الآن بلند مىشوم .
هامش
( 1 ) . جنگ خطّى ، ج 7 ، ص 65 و 66 .