وقف كنند تكبيرها را دوتا دوتا بيان مىكنند و به هم وصل مىنمايند « اللهأكبرُ اللهأكبر » و يا اذان را به سرعت مىگويند ؛ علّامهء والد اين موارد را اگر مشاهده مىفرمودند تذكّر مىدادند . در جلسات نيز وقتى به كسى امر مىفرمودند كه اذان بگويد اگر مطّلع نبود مىفرمودند : با تأنّى اذان بگوئيد .
مىفرمودند : رعايتنكردن فصل و وصلها در زبان عربى گاهى معنا را عوض مىكند يا عبارت بىمعنا مىشود ؛ مثلًا ما در زبان عربى « رُاللهأكبر » نداريم ولى برخى در اذان مىگويند : « اللهأكبَ ، رُاللهأكبر » و اين غلط است و يا در نماز مىگويند : « إيّا كنعبد و إيّا كنستعين » كه بىمعنى است و بايد « كاف » را به « إيّا » بچسبانند تا صحيح شود .
نسبت به شهادت ثالثه :
أشهد أن عليا أميرالمؤمنين و ولي الله
بسيار مقيّد بودند و مىفرمودند : اين شهادت شعار شيعه است و امر شده است كه هر گاه شهادت به توحيد و نبوّت داده شد شهادت به ولايت نيز داده شود .
در بحارالأنوار از احتجاج روايت مىنمايد كه :
إذا قال أحدكم لا إله إلاالله محمد رسول الله فليقل على أمير المؤمنين ولي الله . « 1 »
« هرگاه يكى از شما گفت :
لاإله الاالله محمّد رسول الله ، حتماً بگويد : علىٌّ أميرالمؤمنين ولىّ الله . »
و نيز روايت مىكند :
من قال لا إله إلاالله تفتحت له أبواب السماء ، و من تلاها بمحمد رسول الله تهلل وجه الحق سبحانه و استبشر بذلك ، و من تلاها بعلى ولي الله غفر الله له ذنوبه و لو كانت بعدد قطر المطر . « 2 »
« هر كس لاالهالاالله بگويد درهاى آسمان بر او گشوده مىشود ، و هر كس به دنبال آن بگويد : محمّدٌ رسولالله ، وجه خداوند متعال بر او گشاده شده و مسرور مىگردد . و هر كس در پى آن بگويد : علىٌّ ولىّالله ، خداوند گناهانش را
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 27 ، ص 1 و 2 .
( 2 ) . همان مصدر ، ج 38 ، ص 318 و 319 .