مىآمرزد ، گرچه به تعداد قطرات باران باشد . »
ايشان به اقتضاء اين روايات ، اگر در قاب يا نوشتهاى ميديدند كه شهادت به توحيد و نبوت درج شده ولى شهادت به ولايت نيامده است ، أمر ميفرمودند با خطّى زيبا شهادت به ولايت را بنويسيم و اضافه كنيم .
در اذان هم به أشهد أنّ عليّاً ولىّالله اكتفاء نمينمودند و هميشه ميفرمودند : بعد از « عليًّا » أميرالمؤمنين و ولىّالله بايد گفته شود و به إمارت حضرت بر مؤمنين شهادت داده شود . و شايد اين تأكيد به اعتبار روايت احتجاج بوده كه اكنون نقل شد .
در زمانى كه در مسجد قائم اقامهء نماز ميفرمودند ، يك بار مؤذّن كه اذان را گفته بود كسى به وى گفته بود شهادت به ولايت را نگو چون واجب نيست ، مؤذّن هم به ايشان مطلب آن شخص را منتقل نموده بود . علّامهء والد امر فرمودند كه از اين پس اينطور بگوئيد : أشهد أنّ عليًّا أميرُالمؤمنين و سيّدُ الوصيّين و إمامُ الموحّدين و قآئدُ الغرّ المحجّلين و ولىُّالله .
از آن به بعد يا در هر دو شهادت به همان تفصيل اذان مىگفتيم يا در شهادت اوّل فقط أشهد أنّ عليًّا أميرالمؤمنين و ولىّالله مىگفتيم و در دوّمى شهادت را به تفصيل مىگفتيم .
البتّه شهادت به ولايت جزء اذان نيست ، بلكه از اذكارى است كه از خارج استحبابش در اذان ثابت شده و امروز از شعائر شيعه نيز محسوب مىشود ؛ مانند ذكر صلوات بر رسول خدا كه جزء اذان نيست ولى گفتن آن بر وجه استحباب در اذان هم نيكو است . « 1 » ولى شهادت به نبوّت جزء اذان است و تغيير
هامش
( 1 ) . در كافى با سند صحيح از حضرت أبوجعفر امام باقر عليهالسّلام آورده است كه :
إذا أذَّنتَ فَأفصِحْ بالألِفِ و الهآءِ و صَلِّ علَى النّبِىِّ كُلَّما ذكَرتَهُ أوْ ذكَرَهُ ذاكِرٌ فى أذانٍ و غَيرِهِ .
( كافى ، ج 3 ، ص 303 )