محبّت داشت به چه دليل منقطع شد ؟ فرمودند : به واسطهء همان يك تمرّد !
شخص ديگرى بود كه حالاتى بسيار قوىّ داشت و واقعاً عاشق والدمعظّم بود ، ولى پس از مدّتى از ايشان بريد و كلّاً منحرف شد . يك روز ايشان فرمودند :
مىدانيد كه ايشان از كجا كارش به انحراف كشيده شد ؟ يادتان هست كه يكبار بنده عازم سفر بودم و گفتم كسى از رفقا به بدرقهء من در فرودگاه نيايد ؛ ايشان آن روز به فرودگاه آمد و از همانجا و با همان تمرّد كارش رو به خرابى گذاشت .
آرى ، تمرّد و مخالفت امر و نهى ولىّ خدا اگر به نحو طغيان و سركشى و استقلال رأى در مقابل رأى ولّى خدا باشد تبعات بسيار سوئى دارد و گاهى موجب طرد مىشود ؛ أعاذنا الله منه . امّا اگر با سركشى و طغيان نباشد موجب طرد نخواهد شد .
مطلب پنجم : استقلال و انتساب كمالات به خود
از ديگر امورى كه دامنگير سالكين راهرفته شده و ايشان را ساقط مىنمايد ، احساس استقلال و انتساب كمالات به خود است كه به وجهى ، از مصاديق ترك ادب عبوديّت نيز محسوب مىشود .
بناى راه خدا بر ذلّت و خاكسارى و اعتراف به عجز و فقر است و ملاك قرب و رشد سالك نيز آنست كه هر قدم كه مىرود عبوديّت و ذلّتش در درگاه بارى جلّتعظمته بيشتر شده و فقر وجودى خويش را بيشتر مشاهده نمايد ، و گرنه حصول مكاشفات و حالات و مداومت بر رياضات بدون اين امر مطلقاً فاقد ارزش است .
سالك إلى الله هرچه بيشتر سير مىكند خداوند كمالات عاريتى بيشترى در نفس او قرار داده و بهرهاش از علم و قدرت حقّ متعال افزون مىگردد . در اين حال اگر لحظهاى به غفلت دچار شده و به خود نظر كند و آنچه خداوند در او به
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٦٥