تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
اين مطلب به گوش آن شخص محترم رسيد و ايشان پس از چندى شاگرد خود را از عتبات به ايران فراخواند . اين شخص محترم از كسانى بودند كه هم مرحوم آقاى حدّاد و هم مرحوم علّامهء والد و هم آيةالله قوچانى ، از اينكه ايشان شاگرد پذيرفته ناراحت و نگران بوده و نسبت به وى اظهار شفقت مىنمودند و مرحوم علّامهء والد نسبت به دو نفر كه اهل خلوص و ايثار بودند به بنده ميفرمودند كه : اميد است اينها برگردند . يكى از آنها همين شخص محترم بود . خامساً : تربيت غلط نفوس توسّط استاد غيركامل گاهى موجب مىشود كه بنيان نفس سالك خراب شده و راه بر او بسته شود و پس از آن اگر به استاد كاملى هم برسد نتواند از وى استفاده نمايد . بارى علّامهء والد با رفقائى كه بدون داشتن شرائط شاگرد ميپذيرفتند ، به مقتضاى حقّ رفاقت در حدّ توان مماشات نموده و سعى مىكردند ايشان را بر خطايشان واقف كنند ، ولى اگر موفّق نمىشدند ، به تدريج ارتباط خود را با ايشان كم مىنمودند . مطلب چهارم : عدم رعايت ادب هر مرحله از مراحل سلوك إلى الله شرائط و آدابى دارد كه سالك بايد در مراعات آن نهايت مراقبه را داشته باشد ، چه اينكه ترك آن موجب سقوط يا توقّف مىشود . هرچه درجهء سالك عالىتر گردد بايد مراقبه‌اش در اين باب بيشتر شود و اگر كوچكترين لغزش و خطائى از وى سر بزند ، چون در اوج قلّه ايستاده در درّهء هلاكت سقوط مىكند و براى هميشه از راه خدا بيرون مىرود . علّامهء والد در رسالهء لب‌ّاللباب مىفرمايند :
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 258 | السيد محمد صادق الطهراني