تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
اوّلًا : سبب مىشود كه سير خود اين سالك كه هنوز به كمال نرسيده كُند يا متوقّف گردد ؛ چون علاوه بر بار خود بار ديگران را هم به دوش گرفته و هنوز از خود فارغ نشده مىخواهد ديگران را هم با خود ببرد و روشن است كه چون از نفس خارج نشده و امر خود را بالكلّ به خداوند نسپرده و حضرت حقّ جل‌ّوعلا امر او را متكفّل نگشته توانش محدود و رزقش معيّن است و هرچه براى ديگران زحمت بكشد از بهرهء خود او كاسته مىشود . ثانياً : نفوس شاگردان را معطّل نموده و سير ايشان را هم كند مىنمايد ؛ زيرا ايشان امر خود را به وى سپرده‌اند و او هم از بردن آنان و سيردادنشان كماهوحقّه عاجز است . شاگردان به اميد وى و او هم درگير نفس خود است و لذا همه تشنه‌كام و محروم مىمانند . علّامهء والد در كتاب شريف روح‌مجرّد از قول مرحوم آقاى حدّاد رضوان الله تعالى عليه چنين نقل مىكنند : بارها را اينجا بيندازيد كه من باركش مىباشم . افرادى تحمّل باركشيدن را ندارند و بار خودشان را نمىتوانند بكشند ، آنگاه جمعى را به دنبال خود مىكشند ، خودشان جلو افتاده و بسيارى را به پيروى و تبعيّت در آورده‌اند ، در حالى كه نفوس بسيارى از آن شاگردان از استادشان قوىّتر و لطيف‌تر و بهتر است . ميفرمودند : مسكين خودش به مقصدى نرسيده است و بايد بارش را در آستانهء ديگرى فرود آورد ، آنگاه آمده و بارهائى را به خود افزوده است ، و لهذا مىآيد و از شاگردان خودش شكوه مىكند كه چنين و چنان ؛ من به او گفتم : عيب از شاگردانت نيست ، عيب در توست كه با درِ باغ سبزى آنان را به خود جلب كرده‌اى ، آنگاه وارد خانه شده‌اند از عهدهء طعام و غذايشان بر نمىآئى ، و حالا هم با نويدها آنان را گرسنه و تشنه و متحيّر نگهداشته‌اى ؛ و در اين صورت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 255 | السيد محمد صادق الطهراني