با اين حرفها مجوّز سفر به كشورهاى كفر فراهم نمىشود ؛ مسافرت به دارالكفر در غيرضرورت حرام است . « 1 »
ميفرمودند : درست است كه خداى اينجا و آنجا يكى است ولى محيط اينجا و آنجا كه يكى نيست . اينجا دارالإسلام است ، انسان در تحت ولايت حكومت اسلام زندگى مىكند . هر نقصى هم هست ولى باز انسان مىتواند احكام الهى را اجرا كند . اگر بخواهد سالم زندگى كند مىتواند ؛ ولى آنجا حكومت كفر و آداب و رسوم كفّار و فساد و فحشاء است و انسان هرچه هم مراقبت نمايد در معرض تزلزل و زوال است .
خداى آنجا و اينجا يكى است و از جانب حضرت حقّ متعال هيچ نقصى و بخلى نيست ، ولى آيا انسان مىتواند در بلاد كفر كه ظلمت و تاريكى اعمال سيّئه و عقائد فاسده آنجا را فرا گرفته ، از رحمت الهيّه به همان شكلى بهره برده و استفاده نمايد كه در حكومت اسلام استفاده مىنمود ؟ هرگز .
ميفرمودند : عمده اينست كه در دارالكفر مؤمن زير پرچم كفر است و هيچ ذلّتى بالاتر از اين ذلّت نيست ، و در دارالإسلام مؤمن تحت پرچم و لواء اسلام است و هيچ عزّتى بالاتر از اين عزّت نيست .
علّامهء والد نيز گاهى به افرادى كه به حسب شرائط مجبور بودند كه مشهد مقدّس و جوار حضرت ثامنالحجج عليهمالسّلام را ترك نموده و از جمع رفقاى سلوكى فاصله بگيرند و از اين بابت محزون و غمگين بودند ، ميفرمودند :
غصّه نخوريد و بر خدا توكّل نمائيد ؛ خداى اينجا همان خداى آنجاست ؛ وقتى وظيفهء شما در رفتن است خداوند هر فيض و رحمتى را كه در اينجا به شما عطا
هامش
( 1 ) . علّامهء والد در معادشناسى ، ج 3 ، ص 69 تا 73 توضيحاتى پيرامون نظر شريفشان مبنى بر حرمت توطّن در دارالكفر مرقوم فرمودهاند .