تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
مىنموده است مىتواند در آنجا نيز عطا كند . ولى اين سخن عميق و پرمغز كجا و آن مطلب كه آن شخص محترم دربارهء سفر به دارالكفر گفته بود كجا ؟ ! بارى ، يكى از اعتراضات ايشان به همين افرادى بود كه بدون رسيدن به مقام كمال و بدون واجديّت ملكهء اجتهاد و تضلّع در معارف كتاب و سنّت ، خود را در معرض سؤال ديگران قرار داده و به اظهار نظرهاى خطا مىپرداختند كه گاهى موجب تضييع نفوس و خروج آنها از صراط مستقيم مىگشت . مطلب سوّم : قبول تربيت نفس بدون قابليّت آن در جلد اوّل اين كتاب گذشت كه تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و تا كسى از نفس نگذشته و بار خود را به منزل نرسانده و در مقام فناء تامّ متمكّن نگشته نبايد امر ديگران را به عهده بگيرد ، مگر آنكه از جانب وليّى از اولياء خدا مأمور بوده و در حقيقت آن ولىّ ، نفوس را از دريچهء نفس اين شخص سير دهد . يكى از آفات راه سالكان راه‌رفته كه احاطه‌اى اجمالى به مسير سلوك پيدا نموده و از زوايائى از نفس اشخاص نيز مطّلع ميگردند ، اين‌است‌كه از سر شفقت و دلسوزى يا به جهت احساس وظيفه و يا گاه به واسطهء حبّ نفس ، سالكين إلى الله را در حجر تربيت خود گرفته و امر آنان را به عهده مىگيرند و سالكين مبتدى نيز كه توان تشخيص استاد كامل را از غير آن ندارند جذب آنان مىشوند ، خصوصاً اگر حرارت و شورى نيز در آن شخص باشد كه سالكين مبتدى را در اثر مجالست با ايشان متحوّل نمايد . در حالى كه تربيت نفوس امرى بسيار صعب و دشوار است و اين كار بدون حصول شرائط ، مفاسد بسيارى را به دنبال دارد :