تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
قرار گرفت و بعضى از معمّمين كه با حقير هم نسبت سببى داشتند و برخى از رفقاى بازارى ، همگى شيفتهء آن سبك و اسلوب شدند . البتّه كراراً و مراراً هم نسبت به آن دو مرد محترم ، و بعضاً نسبت به بعضى ديگر از آنها اجمالًا تذكّر ميدادم كه : اين سبك صحيح نيست ؛ و نياز به استاد و داشتن ذكر و فكر و مراقبه ، از اركان سلوك است و بدون آن قدمى را نمىتوان فراتر نهاد . و شب تا به صبح را دور هم جمع‌شدن و به خواندن اشعار حافظ و ذكر خوبان و سرگذشت طالبان و گرم‌كردن مجالس را به اين نحو ، و سپس شام‌خوردن و باز مشغول‌بودن به همين‌گونه امور تا پاسى طولانى از شب برآمدن ، و بدون تهجّد خوابيدن و تنها به نماز صبح فريضه قناعت‌نمودن ، دردى را دوا نمىكند و مانع و سدّى را از جلو پاى سالك بر نميدارد . البتّه اين مجالس خوب است در صورتى كه توأم با دستورات عميق سلوكى از مشارطه و مراقبه و محاسبه باشد ، بطوريكه سالك را در بازار و كنار ترازو و در معاملات تجارتى و سائر امور ، همچون اين مجالس با نشاط و مراقب گرداند ؛ نه آنكه بدون تعهّد و التزام باطنى ، صبح دنبال كار رود و با بعضى از معاملات ربوى و بانكى و عمل به چك و سفته و يا خداى ناكرده عدم عمل صحيح و راستين در هنگام كار و گيرودار بازار ، خود را به دريا زده و هرگونه كارى را با فعّاليّت خود انجام دهد ، آنگاه به حضور در جلسهء شبها دلخوش باشد ؛ اين راه غلط است و جز اتلاف عمر و سرگرمى به بعضى از امور دلپسند همانند سائر طبقات ، حاوى هيچگونه مزيّتى و فضيلتى نيست . « 1 » بارى ، بر همين اساس ايشان بسيار نگران سالكين بودند كه مبادا جذب اين محافل شده و بدين روش انس بگيرند و در نتيجه از حركت به توقّف و از
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 43 و 44 .