روش بعضى از ارباب سلوك داشتند بدون پرداختن به جزئيّات و بيان مصاديق ذكر مىنمائيم .
مطلب اوّل : توهّم عدم نياز به استاد و ذكر و فكر و رياضت
يكى از آفات مهمّ راه عرفان كه دامنگير برخى از سلّاك ميگردد ، توهّم استغناء از استاد و امكان سلوك بدون توسّل به دامان اولياء الهى است .
پس از رحلت مرحوم آقاى انصارى قدّسسرّهالشّريف از آنجا كه حضرت والد معظّم با بصيرتى الهى ، ولايت موحّد عظيمالشّأن حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد را ادراك كرده بودند و از طرفى با فقدان حضرت آقاى انصارى لازم بود شاگردان ايشان تحت تربيت استاد كاملى درآيند تا زحمات آن فقيد سعيد ، بهبارنشسته و هر يك از آنان بهقدر استعداد به فعليّت برسند ، لذا والد معظّم اصرارداشتند كه رفقاء ايشان در مكتب توحيدى حضرت آقاى حدّاد همچنان به راهخود ادامه داده و به حرم امن الهى و اصل گردند .
نحوهء دعوت و ميزان بيان فضائل مرحوم حدّاد و كيفيّت شرح و بسط مطالب در اين دوره ، نسبت به افراد مختلف متفاوت بود ، چرا كه ايشان ظرفيّت و ميزان آمادگى آنان را براى پذيرش حقّ كاملًا لحاظ ميفرمودند .
در اين مرحله برخى از مرتبطين مرحوم آقاى انصارى احتياج به استاد را بالكلّ انكار نموده و مدّعى بودند راه خدا را مىتوان بدون استاد طىّ نمود و بر همين اساس دست ارادت به حضرت آقاى حدّاد نداده و مسير مستقلّى براى خود پيش گرفتند .
از آنجاكه روش تربيتى مرحوم آقاى انصارى ، بعد از التزام اكيد به دستورات شرع مبين ، بر اساس انس و جذبه بوده و به ندرت به كسى ذكر ميدادند ، برخى از ارادتمندان ايشان ، تا آخر تصوّر صحيحى از سير و سلوك
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 245
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٤٥