حضرت علّامهء والد نيز ميفرمودند : بعضى از حالات حاج هادى در ايشان مشهود است . وى سابقاً رانندهء تريلى بوده و با برادرش كار مىكرد و بسيار پرتلاش و زحمتكش بود . ايشان براى بنده نقل ميكرد كه : مرحوم پدرم به من گفت : اينقدر خود را به زحمت نيانداز ، هرچقدر كار كنى و مالى جمع كنى ، همه را از تو مىگيرند ؛ همينطور هم شد ، هر چه زمين داشتم از من گرفتند و حقّم را ندادند . « 1 »
روزى در مجلسى در محضر حضرت علّامهء والد و جمعى از رفقايشان بوديم و دربارهء انجام كارى مشورت مىنمودند و در نهايت تصميم بر آن شد كه استخاره كنند . يكى از رفقا استخاره كردند و گفتند خوب است و برخى ديگر نيز سخن او را تأييد كردند . مرحوم حاج هادى كه سواد هم نداشتند از دور صدا زدند : آخر آيه را نيز بخوانيد ، استخاره بد است . وقتى آخر آيه را خواندند ديدند حقّ با حاج هادى است و استخاره خيلى بد است ؛ و معلوم شد حاج هادى با نور باطن مىديده است كه اين كار خوب نيست .
هامش
( 1 ) . مرحوم حاج علىاصغر خانصنمى ابهرى فرزند مرحوم حاج هادى ابهرى در سيزدهم جمادىالأُولى سنهء 1433 پس از تحمّل چند سال بيمارى و كسالت در مشهد مقدّس رضوى به رحمت خدا رفته و در بهشت رضا عليه آلاف التّحيّة والثّنآء به خاك سپرده شد ؛ رحمة الله عليهما رحمة واسعة .
مرحوم حاج هادى فرزند ديگرى نيز داشتهاند كه به جهت برخى كارهاى خلاف شرع وى را عاقّ نموده بودند و او ديوانه شده و در جوانى از دنيا رفته بود . علّامهء والد به ايشان ميفرمودند : شما نبايد فرزندتان را عاقّ ميكرديد ؛ والدين بايد با فرزندانشان با رأفت و رحمت معامله كنند تا فرزند اصلاح شده و باقيات صالحات براى والدين باشد و عاقّكردن موجب محروميّت فرزند و به تبع والدين مىشود . مرحوم حاج هادى تا پايان عمر از اين مسأله پشيمان بود و ابراز تأسّف مىنمود .