واقعى مىدانستند . وقتى به بلدهء طيّبهء قم مشرّف مىشديم ، پس از زيارت حضرت فاطمهء معصومه سلاماللهعليها مقيّد بودند براى قراءت فاتحه بر سر مزار آية الله بروجردى رضوان الله تعالى عليه حاضر شوند . يك بار كه در خدمتشان بوديم ، دست خود را روى قبر گذاشته و خطاب به ايشان فرمودند :
أشهَدُ أنَّكَ مُؤمِنٌ حَقًّا ؛ كه اين تعبير ، تعبير بسيار بلندى است ، چرا كه طعم حقيقت ايمان را هر كسى نچشيده و ذوق نمىكند .
حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه از يكى از رفقايشان نقل مىفرمودند كه : در تابستانى مرحوم آية الله بروجردى به يكى از روستاهاى ييلاقى قم رفته بودند و من به جهت كارى به آنجا رفتم تا با ايشان ملاقات كنم .
وقتى به محلّ اقامتشان رسيدم شب بود ، صبر كردم تا صبح شود و بعد خدمتشان برسم . نيمههاى شب بود ، ديدم ايشان مشغول نماز شب هستند و سورهء مباركهء فلق را تلاوت مىكنند و آيه كريمهء :
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
« 1 » را با حال انقلاب عجيبى تكرار مىكنند . صبح كه خدمتشان رسيدم در بارهء آنچه نيمه شب از ايشان ديده بودم سؤال كردم ، آية الله بروجردى فرمودند : « قضيّهاى در طهران اتّفاق افتاده بود و من به شدّت نگران بودم و ديشب با اين سوره به درگاه حقّ متوسّل شدم و خداوند متعال نيز اصلاح فرمود ! »
مىفرمودند : در روايت آمده است : « هيچ مصيبت زمينىاى نيست مگر اينكه كليدش در آسمان است » و بزرگان بر اين دقائق و لطائف واقف بوده و بدانها عمل مىنمودند . در طهران اتّفاقى مىافتد امّا ايشان در يك روستاى دور افتاده در دل شب به درگاه خدا پناه مىبرد و به او متوسّل مىشود و آن مشكل حل مىشود ؛ اين نشانهء ايمان و معنويّت ايشان است .
هامش
( 1 ) . آيه 2 ، از سورهء 113 : الفلق .