تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
مراجعت ايشان از نجف اشرف چهارسال داشتم . زمانى كه وضع‌حمل خانم والده نزديك مىشده است ، حضرت والد رضوان الله تعالى عليه ايشان را تا مرز مىآورده‌اند و به جدّ مادرى ما مرحوم حاج‌آقا معين شيرازى رحمة الله عليه سپرده و خودشان به علّت اهتمام فوق‌العاده‌اى كه به درس داشته‌اند به نجف‌أشرف بر مىگشته‌اند و خانم والده نيز پس از وضع‌حمل و گذراندن دوران استراحت به همان كيفيّت به نجف أشرف باز مىگرديده‌اند . خانم والده از خاطرات دوران زندگى در نجف أشرف مىگويند : « ايشان علاوه بر اينكه تمام روز را مشغول درس بودند ، شبها نيز به اطاق بالا رفته و در را مىبستند و تا نيمه‌هاى شب مشغول مطالعه و نوشتن درس‌هائى بودند كه روزها در آن شركت مىكردند . » تقريرات ايشان كه منظّم و مرتّب با خطّى زيبا نوشته شده ، الآن موجود است . ايشان در جوانى بسيار قوى و بلندبالا بوده‌اند ، ولى در أثر همين مجاهدتها و سختىهائى كه در راه علم و عمل و معرفت ، تحمّل كردند بسيار شكسته شدند . مىفرمودند : « من به اندازهء سه‌چهار برابر توانائى معمولى از بدنم كاركشيده‌ام ! » و نيز مىفرمودند : « در آغاز ورود به قم ، چشمم قوىّ بود ولى پس از دو سال كه در قم بودم ، به خوبى نمىتوانستم ببينم و ديد چشمم كم شده بود لذا مجبور به مراجعه به طبيب و استفاده از عينك شدم . » اساتيد حضرت علّامه والد معظّم قدّس الله نفسه القدسيّه ، به علّت دقّت نظر و جدّيّتى كه در تحصيل علم داشتند ، در أمر انتخاب استاد نيز بسيار دقيق بودند .