عدم كمال ، در تربيت شاگردان و برخورد با مردم ، دست به كارهاى غريبى مىزنند و أذكار و عباداتى را به شاگردان خود ارائه مىدهند كه به سيرهء كاملان از أولياء إلهى مشابهت ندارد . و سرّ اين تفاوت آنست كه انسانهاى كامل از عالم نفس خارج گرديده و در عالم توحيد متمكّن شدهاند .
يكى از ارادتمندان آقاى مجتهدى مىگفت : روزى به همراه طبيبى از شاگردان ايشان ، خدمتشان رسيديم و آقاى مجتهدى ذكرى را كه مشتمل بر لفظ شريف « هو » بود ، دادند و گفتند : حاضريد اين ذكر را هفتصد تا هزار مرتبه بگوييد ؟ من قبول نكردم أمّا آن دكتر همراه پذيرفت و بر أثر گفتن آن ذكر ، دهانش كج شد بهطورىكه به حالت أوّل بر نمىگشت ! فرداى آن روز آقاى مجتهدى ايشان را ديدند و گفتند : آن ذكر را گفتيد ؟ آقاى دكتر جواب داد : بله ! و آقاى مجتهدى سيلى محكمى به او زدند كه دهانش به جاى خود برگشت و خوبشد !
و نيز مرحوم آية الله آقا سيّد عبد الكريم كشميرى مىفرمودند : روزى كسى در حرم امام رضا عليهالسّلام روبهروى پنجرهء فولاد ايستاده بود و از حضرت برآوردهشدن حاجت خود را مىخواست . آقاى مجتهدى به او ميگويد : اين حاجت به مصلحت شما نيست و إمام رضا عليهالسّلام آن را برآورده نمىكند .
اما اين شخص اعتنا نمىكند و در طلب حاجت خود به درگاه امام رضا عليهالسّلام إلحاح و پافشارى مىكند . آقاى مجتهدى باز مىگويند : اين حاجت صلاح شما نيست و حضرت هم برآورده نمىكند . اين شخص كه نمىتواند حرمان خود را تحمّل كند از كوره در مىرود و به حضرت امام رضا عليهالسّلام - العياذ بالله - جسارت كرده و پشت به حرم خارج مىشود ! آقاى مجتهدى از اين كار او سخت عصبانى مىشود و او را دنبال مىكند تا از حرم بيرون مىرود و همين كه مىخواهد سوار ماشين بنزش بشود ، به ماشين او فوتى مىكند و ماشين
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 743
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٧٤٣