به شغل الكتريكى و سيمكشى پرداخت و از اين راه امرار معاش ميكرد و حالات توحيدى او بسيار قوىّ و شايان تمجيد شد ، بطورىكه در نزد شاگردان مرحوم قاضى به قدرت فهم و عظمت فكر و صحّت سلوك ، و واردات عرفانيّه و نفحات قدسيّهء ربّانيّه معروف و مشهور گرديد .
تا سرانجام پس از رحلت مرحوم قاضى ، در أثر اتّصال بدنش به تيّار كهرباى شهر ، در حال چراغانى شب عيدى كه در كاظمين بدان مشغول بود ، از دنيا رحلت و به سراى باقى روحش پرواز نمود . رحمة الله عليه رحمةًواسعةً . »
علّامهء والد توضيحاً در ادامه مطلب فوق مىفرمايند : « مرحوم ميرزا ابراهيم عرب در ميان همهء شاگردان مرحوم قاضى به ارادهء متين و سيروسلوك راستين مشهور بود ، ولى چون در كاظمين سكونت داشت ، حقير را شرف ملاقاتش حاصل نشد تا در همان سالهايى كه براى تحصيل به نجف اشرف مشرّف بودم در اثر حادثهء گرفتن برق از دنيا رفت . » « 1 »
مرحوم مبرور حاج جعفرآقاى مجتهدى رضوان الله عليه مردى بودند بزرگوار ، شريف ، أهل ولاء و بسيار رياضتكشيده و با مرحوم حضرت آية الله آقا سيّد عبد الكريم كشميرى رحمة الله عليه مأنوس و مألوف بودند .
مرحوم آية الله كشميرى بسيار به حقير إظهار لطف و محبّت مىنمودند و بنده نيز كه به ايشان علاقهمند بوده و از ارتباطشان با آقاى مجتهدى خبر داشتم ، مشتاقانه مترصّد فرصتى بودم تا از طريق آقاى كشميرى ، آقاى مجتهدى را زيارت كنم !
تا اينكه روزى حضرت علّامهء والد قدّسسرّه براى زيارت كريمهء اهلبيت حضرت معصومه سلاماللهعليها و سركشى از ما و دروسمان به قم مشرّف شده
هامش
( 1 ) . جُنگ خطى ، ج 18 ، ص 240 و 241 .