تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
بهتر از آن را به شما بدهم ؟ » آقاى مجتهدى مىگويند : « آقا ! اينها را با توسّل به أميرالمؤمنين عليه‌السّلام به دست آورده‌ام ! » و با اين كلام از پيشنهاد كريمانه و اين تجارت مربحه ، سرباز مىزنند . و لذا حضرت علّامهء والد چون مسبوق به اين جريان بودند ، فرمودند : ايشان استقلال دارند ! و اين كلام حضرت علّامهء والد شاه‌كليدى است براى سالكان و مشتاقان عالم معنى ؛ زيرا اگر سالك در حجر تربيت استاد كامل قرار بگيرد ، استاد اين بصيرت را به او مىدهد كه كمال و استغناى حقيقى را تنها توحيد حضرت پروردگار براى او به ارمغان مىآورد . و اين شاگرد كه در پرتو نور توحيد استادش سير مىكند و إراده و اختيار خود را عزل كرده است ، اگر اين دست كمالات را هم از او بگيرند ، خللى در او به وجود نمىآيد ؛ چه اينكه « الشّاةُ المَذبوحَةُ لا يولِمُها سَلخٌ . » به خلاف كسىكه دست در دست استاد كامل ندارد ، او گرچه از بسيارى عقبات عبور نموده و از تعلّقات فراوانى دل كنده ليكن بازهم دلخوش به كمالات صورى و عارضى است و لذا ازدست‌دادن اين كرامات براى او سخت و گران است ؛ چه اينكه خود را بدون اينها فقير و مفلس مىبيند و چون گرفتار پندار وجود مجازى خود مىباشد ، دوبينى و استقلال كه بزرگترين آفت است او را رها نمىكند . مرحوم آقاى مجتهدى و أمثال اين بزرگواران ، أصلًا قادر بر تصوّر افقى كه حضرت آقاى حدّاد در آن سير مىكردند ، نبودند ؛ زيرا ايشان تنها بر عالمى كه در آن هستند و مادون آن ، وقوف و اطّلاع دارند و از عوالم بالاتر چيزى نمىدانند و تمام أخبار آنها از همان عوالم زيردست است و لذا بر همين امور قناعت كرده و از دادن دست إرادت به انسان كامل پرهيز مىكنند و در ملاقات با أمثال حضرت آقاى حدّاد نمىتوانند بر مقامات بلند ايشان وقوف پيدا كنند ! و به خاطر همين
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 742 | السيد محمد صادق الطهراني